حدیث دربارهبخشنده
الاختصاص:رُوِيَ أنّ قَوما اُسارى جِيءَ بِهِم إلى رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَأمَرَ أميرَ المؤمنينَ عليه السلام بضَربِ أعناقِهِم، ثُمّ أمَرَهُ بِإفرادِ واحدٍ مِنهُم و أن لا يَقتُلَهُ، فقالَ الرجُلُ: لِمَ أفرَدْتَني مِن أصحابي و الجِنايَةُ واحِدَةٌ؟ فقالَ: إنَّ اللّهَ عزّ و جلّ أوحَى إلَيَّ أنَّكَ سَخِيُّ قَومِكَ و لا أقتُلْكَ، فقالَ الرجلُ: فإنّي أشهَدُ أن لا إلَهَ إلاّ اللّهُ و أنَّكَ رسولُ اللّهِ. ۱
الاختصاص:روايت شده كه اسيرانى را نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آوردند. آن حضرت به امير مؤمنان عليه السلام دستور داد گردنشان را بزند و سپس فرمود يك نفر از آنان را جدا كند و او را نكشد. آن مرد گفت: چرا مرا از دوستانم جدا كردى، در حالى كه گناه همه ما يكسان است؟ پيامبر فرمود: خداوند عزّ و جلّ به من وحى فرمود كه تو سخاوتمند قوم خود هستى و تو را نكشم. مرد گفت: پس من نيز گواهى مى دهم كه خدايى جز اللّه نيست و تو رسول خدا هستى.
۱.الاختصاص: 253.