ترغيب به بى نيازى از مردم
5 حدیث
عنه عليه السلام:ثلاثةٌ لا يَنظُرُ اللّهُ إلَيهِم يَومَ القِيامَةِ. و الذي يَسألُ الناسَ و في يَدِهِ ظَهرُ غِنىً. ۱
امام صادق عليه السلام:سه نفرند كه خداوند در روز قيامت به آنها نظر [لطف]نمى كند:. و كسى كه بى نياز باشد و در عين حال، دست گدايى به سوى مردم دراز كند.
۱.تفسير العيّاشي: 1/178 / 67.
عنه عليه السلام:مَن سَألَ الناسَ و عِندَهُ قُوتُ ثلاثةِ أيّامٍ لَقِيَ اللّهَ تعالى يَومَ يَلقاهُ و لَيسَ في وَجهِهِ لَحمٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كه خوراكِ سه روز خود را داشته باشد و از مردم درخواست كند، با چهره اى بدون گوشت به ديدار خدا مى رود.
۱.ثواب الأعمال: 325/1.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:مَن سَألَنا أعطَيناهُ، و مَنِ استَغنى أغناهُ اللّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه از ما چيزى بخواهد به او مى دهيم، و هر كه چيزى نخواهد خداوند او را بى نياز و توانگر گرداند.
۱.الكافي: 2/138/2.
عنه صلى الله عليه و آله:لو أنّ أحَدَكُم يَأخُذُ حَبلاً فَيَأتِي بِحُزْمَةِ حَطَبٍ على ظَهرِهِ فَيَبِيعُها فَيَكُفُّ بها وَجهَهُ خَيرٌ لَهُ مِن أن يَسألَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر هر يك از شما ريسمانى برگيرد و پشته اى هيزم بياورد و بفروشد و با اين كار آبروى خود را حفظ كند، بهتر از آن است كه دست گدايى دراز كند.
۱.بحار الأنوار: 96/158/37.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:اِشتَدَّتْ حالُ رجُلٍ مِن أصحابِ النبيِّ صلى الله عليه و آله فقالَتْ لَهُ امرأتُهُ: لو أتَيتَ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَسَألتَهُ، فجاءَ إلى النبيِّ فلمّا رآهُ النبيُّ قالَ: مَن سَألَنا أعطَيناهُ و مَنِ استَغنى أغناهُ اللّهُ، فقالَ الرَّجُلُ: ما يَعنِي غَيرِي، فَرَجَعَ إلى امرأتِهِ فَأعلَمَها، فقالَت: إنّ رسولَ اللّهِ بَشَرٌ فَأعلِمْهُ، فَأتاهُ فَلَمّا رآهُ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ: مَن سَألَنا. حتّى فَعَلَ الرجُلُ ما ذَكَرَتْهُ ثلاثا، ثُمَّ ذَهَبَ الرجُلُ فاستَعارَ مِعْوَلاً ثُمّ أتَى الجَبَلَ فَصَعِدَهُ فَقَطَعَ حَطَبا، ثُمّ جاءَ بهِ فَباعَهُ بنِصفِ مُدٍّ مِن دَقيقٍ فَرَجَعَ فَأكَلُوهُ، ثُمّ ذَهَبَ مِنَ الغَدِ فَصَعِدَهُ فجاءَ بأكثَرَ مِن
امام صادق عليه السلام:وضع زندگى مردى از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله بسيار سخت شد. همسرش گفت: كاش نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله مى رفتى و از ايشان چيزى مى خواستى. مرد خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد. حضرت چون او را ديد فرمود: هر كه از ما چيزى بخواهد به او مى دهيم و هر كه نخواهد خداوند بى نيازش كند. مرد [با خود] گفت: مقصود پيامبر، كسى جز من نبود. پس نزد همسرش برگشت و ماجرا را برايش شرح داد. زن گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله هم يك بشر است، مشكل را به آن حضرت بگو. مرد برگشت. پيامبر چون چشمش به او افتاد [همان گفته قبل را] فرمود: هر كه از ما چيزى بخواهد.
آن مرد تا سه مرتبه اين كار را كرد. سپس رفت و تبرى عاريه گرفت و به كوهستان رفت و مقدارى هيزم كَند و آورد و آن را به نيم چارك
۱.مشكاة الأنوار: 323/1024.