نعمت هاى بى شمار خداوند
7 حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:الحَمدُ للّهِ الذي لا يَبلُغُ مِدحَتَهُ القائلونَ، و لا يُحصِي نَعماءَهُ العادُّونَ. ۱
امام على عليه السلام:سپاس خداوندى را كه سخنوران در ستودنش در مانند و شمارندگان، شمردن نعمت هايش را ندانند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 1.
عنه عليه السلامـ في وَصيَّتِهِ لِكُميلٍ ـ: يا كُمَيلُ، إنّهُ لا تَخلو مِن نِعمَةِ اللّهِ عَزَّ و جلَّ عِندَكَ و عافِيَتِهِ، فلا تَخْلُ مِن تَحميدِهِ و تَمجيدِهِ و تَسبيحِهِ و تَقديسِهِ و شُكرِهِ و ذِكرِهِ على كلِّ حالٍ. ۱
امام على عليه السلامـ در سفارش به كميل ـفرمود: اى كميل! تو هيچ گاه از نعمت و عافيت خداوند عزّ و جلّ بى بهره نيستى. پس در هيچ حال از ستايش و تمجيد و تسبيح و تقديس و شكر و ياد او دست برندار.
۱.بشارة المصطفى: 28.
عنه عليه السلام:لم تَخْلُ مِن لُطفِهِ مَطْرِفَ عَينٍ، في نِعمَةٍ يُحدِثُها لَكَ، أو سَيِّئةٍ يَستُرُها علَيكَ، أو بَلِيَّةٍ يَصرِفُها عنكَ. ۱
امام على عليه السلام:در نعمتى كه براى تو پديد آورده، يا گناهى كه از تو فرو پوشانده، يا بلايى كه از تو دور ساخته، چشم بر هم زدنى از لطف او بى بهره نبوده اى.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 223.
عنه عليه السلام:الحَمدُ للّهِ غيرَ مَقنوطٍ مِن رَحمَتِهِ، و لا مَخلُوٍّ مِن نِعمَتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:ستايش، خداوند را در حالى كه نه از رحمتش نوميديم و نه از نعمتش خالى.
۱.نهج البلاغة: الخطبة45.
عنه عليه السلامـ في بَيانِ قُدرَةِ اللّهِ ـ: سبحانَكَ ما أعظَمَ شأنَكَ!. و ما أسبَغَ نِعَمَكَ في الدُّنيا، و ما أصغَرَها في نِعَمِ الآخِرَةِ! ۱
امام على عليه السلامـ در بيان قدرت خداوند ـفرمود: منزّهى تو، چه بزرگ است مقام و منزلت تو!. و چه بسيار است نعمت هاى تو در دنيا و چه كوچك است اين نعمت ها در برابر نعمت هاى آخرت!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 109.
عنه عليه السلام:لَو فَكَّروا في عَظيمِ القُدرَةِ، و جَسيمِ النِّعمَةِ، لَرَجَعوا إلَى الطَّريقِ، و خافُوا عَذابَ الحَريقِ، و لكنَّ القُلوبَ عَليلَةٌ، و البَصائرَ مَدخولَةٌ! ۱
امام على عليه السلام:اگر درباره قدرت عظيم و نعمت هاى بزرگ و بى شمار خداوند مى انديشيدند، بى گمان به راه [راست]بر مى گشتند و از عذاب سوزان مى ترسيدند، اما دل ها بيمار و ديدگان معيوبند!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 185.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلامـ كانَ إذا قَرأَ هذهِ الآيةَ: «و إنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللّهِ لا تُحْصُوها» يقول ـ: سبحانَ مَن لَم يَجعَل في أحَدٍ مِن مَعرِفَةِ نِعَمِهِ إلاّ المَعرِفَةَ بالتّقصيرِ عَن مَعرِفَتِها، كما لَم يَجعَلْ في أحَدٍ مِن مَعرِفَةِ إدراكِهِ أكثَرَ مِن العِلمِ أنَّهُ لا يُدرِكُهُ، فشَكَرَ جَلّ و عَزّ مَعرِفَةَ العارِفينَ بالتَّقصيرِ عَن مَعرِفَةِ شُكرِهِ فجَعَلَ مَعرِفَتَهُم بالتَّقصيرِ شُكرا، كما علِمَ عِلمَ العالِمينَ أنَّهُم لا يُدرِكونَهُ فجَعَلَهُ إيمانا، عِلما مِنهُ أنّهُ قَد ۱ وَسِعَ العِبادَ فلا يَتَجاوزُ ذلكَ؛ فإنَّ شيئا مِن خَلقِهِ لا يَبلُغُ مَدى عِبادَتِهِ، و كيفَ يَبلُغُ مَدى عِبادَتهِ مَن لا مَدىً لَهُ و لا كَيفَ؟! تَعالىَ اللّهُ عن ذلكَ عُلُوّا
امام زين العابدين عليه السلامـ هرگاه آيه «و اِنْ تعدّوا نعمة اللّه لا تحصوها» را مى خواند ـمى فرمود: منزّه است خدايى كه به هيچ كس توان شناخت نعمت هايش را نداد مگر همين اندازه كه بدانند از شناخت نعمت هاى او ناتوانند، همچنان كه به هيچ كس قدرت بر شناخت خويش را نداد، مگر همين اندازه كه بدانند از ادراك او ناتوانند. پس خداوند عزّ و جلّ آگاهى عارفان را از اين نكته كه از شناخت (به جا آوردن) شكر او قاصرند، مورد قدردانى قرار داد و همان آگاهيشان از تقصير را به منزله سپاسگزارى ايشان گرفت. همچنان كه علم عالمان را از اين نكته كه او را در نمى يابند، دانست و همان را [به منزله]ايمان قرار داد؛ زيرا مى دانست كه اندازه توان بندگان همين است و از آن فراتر نتوانند رفت. هيچ يك از خلقش، به نهايت عبادتش دست نيابند.