نكوهش شخصِ دو زبان
5 حدیث
الكافي:قالَ اللّهُ تباركَ و تعالى لعيسَى بن مَريمَ عليه السلام: يا عيسى، لِيَكُن لِسانُكَ في السِّرِّ و العَلانِيَةِ لِسانا واحِدا، و كذلكَ قَلبُكَ، إنّي اُحَذِّرُكَ نَفسَكَ، و كفى بِي خَبيرا، لا يَصلُحُ لِسانانِ في فَمٍ واحِدٍ، و لا سَيفانِ في غِمدٍ واحِدٍ، و لا قَلبانِ في صَدرٍ واحِدٍ، و كذلكَ الأذهانُ. ۱
الكافى:خداوند تبارك و تعالى به عيسى بن مريم عليه السلام فرمود: اى عيسى! زبانت در آشكار و نهان يكى باشد و همچنين دلت. من تو را از نفْست برحذر مى دارم و بدان كه من از هر چيزى بخوبى آگاهم. دو زبان در يك دهان نشايد و دو شمشير در يك نيام نگنجد و دو دل در يك سينه جاى نگيرد و ذهن ها نيز چنين اند.
۱.الكافي: 2 / 343 / 3.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:ثَلاثَةٌ لا يَنظُرُ اللّهُ إلَيهِم يَومَ القِيامَةِ و لا يُزَكِّيهِم و لَهُم عَذابٌ ألِيمٌ:. و رجُلٌ استَقبَلَكَ بِوُدِّ صَدرِهِ فيُواري (و قَلبُهُ) مُمتَلئٌ غِشّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه نفرند كه خداوند در روز قيامت به آنها نمى نگرد و پاكشان نمى شمارد و عذابى دردناك در انتظارشان مى باشد:. و مردى كه پيش روى تو اظهار دوستى مى كند و پشت سرت دلش آكنده از غلّ و غشّ است.
۱.تفسير العيّاشيّ: 1 / 179 / 69.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن مَدَحَ أخاهُ المُؤمِنَ في وَجهِهِ و اغتابَهُ مِن وَرائهِ فَقدِ انقَطَعَ ما بَينَهُما مِن العِصمَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه برادر مؤمن خود را پيش رويش بستايد و پشت سرش از او بدگويى كند، پيوند حرمت ميان آنها بريده شود.
۱.الأمالي للصدوق: 677 / 920.
عنه صلى الله عليه و آله:تَجِدونَ شَرَّ النّاسِ ذا الوَجهَينِ؛ الّذي يأتي هؤلاءِ بوَجهٍ، و هؤلاءِ بوَجهٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بدترين مردم را افراد دو رو مى يابيد؛ كسى كه پيش اين عدّه با چهره اى مى آيد و پيش آن عدّه با چهره اى ديگر.
۱.الترغيب و الترهيب: 3 / 602 / 1.
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:بِئسَ العَبدُ عَبدٌ يكونُ ذا وَجهَينِ و ذا لِسانَينِ، يُطري أخاهُ شاهِدا و يأكُلُهُ غائبا، إن اُعطِيَ حَسَدَهُ، و إنِ ابتُلِى خَذَلَهُ. ۱
امام باقر عليه السلام:چه بد بنده اى است، بنده اى كه دو رو و دو زبان باشد، در حضور برادرش او را بستايد و در غيابش از وى بد گويد. اگر نعمتى به او عطا شود، بر وى حسادت ورزد و اگر گرفتار آيد او را تنها گذارد.
۱.الأمالي للصدوق: 417 / 551.