حدیث دربارهگروه هاى مردم

عنه عليه السلام:النّاسُ طَبَقاتٌ ثَلاثٌ: طَبَقةٌ مِنّا و نَحنُ مِنهُم، و طَبَقةٌ يَتَزَيَّنونَ بِنا، و طَبَقةٌ يَأكُلُ بَعضُهُم بَعضا بِنا. ۱
امام صادق عليه السلام:مردم سه گروه اند: گروهى از مايند و ما از آنان هستيم، گروهى به واسطه ما خود را آراسته مى كنند (با چسباندن خود به ما كسب آبرو مى كنند) و گروهى هم به نام ما يكديگر را مى خورند.
۱.مشكاة الأنوار: 128 / 299.
کلیدواژه‌ها مردمگروه های مردم

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام على عليه السلامـ روزى در مسجد كوفه و در مقابل بزرگان و سرشناسان مردم ـفرمود: اى مردم! ما در روزگارى كج رو و زمانه اى ناسپاس به سر مى بريم، نيكوكار در آن بدكار شمرده مى شود و ستمگر هر روز بر سركشى و نخوتش مى افزايد. از آنچه مى دانيم بهره اى نمى بريم و آنچه را نمى دانيم نمى پرسيم و از هيچ بلايى تا بر ما فرود نيايد، نمى ترسيم. و مردم چهار دسته اند: دسته اوّل كسانى هستند كه آنچه آنان را از تبهكارى و فتنه و فساد در زمين باز مى دارد ضعف درونى آنان و كندى شمشيرشان و كمى مال و ثروتشان است. دسته دوم كسانى هستند كه شمشير از نيام بيرون كشيده و شرّ و بدى خويش را آشكار ساخته و سواره ها و پياده هاى خود را فراخوان كرده اند. خود را براى فتنه و آشوب آماده ساخته و به خاطر به دست آوردن مال و منالى، يا سالارى بر دسته اى و يا نشستن بر كرسى و منبرى، دينشان را زير پا گذاشته اند و چه بد سودايى است كه دنيا را بهاى جان خود بدانى و آن را به جاى آنچه نزد خداوند دارى برگزينى. دسته سوم كسانى هستند كه با كار آخرت دنيا را مى جويند و بر آن نيستند تا با كار دنيا، آخرت را به دست آورند. با فرو انداختن سرهايشان و برداشتن قدم هاى كوچك، خود را فروتن و با وقار نشان مى دهند و با جمع كردن دامن هايشان، خويش را پاك جلوه مى دهند و به امانتدارى و درستكارى تظاهر مى كنند و سرِّ (دين) خدا را وسيله اى براى ارتكاب گناهان قرار مى دهند. دسته چهارم كسانى هستند كه ضعف و زبونى و نداشتن اسباب و امكانات، آنان را از طلب مقام و رياست دور ساخته و از آن رو كه كارى از ايشان برنمى آيد، به حالى كه دارند باقى مانده اند و نام آن را قناعت نهاده و خود را به لباس زهّاد درآورده اند، در حالى كه شب و روز آرام و قرار ندارند و اهل زهد و قناعت نيستند. و [از اين گروهها كه بگذريم] مردانى چند باقى مى مانند كه يادِ بازگشتگاه، ديدگانشان را [از لذّات اين دنيا] فرو بسته و ترسِ صحراى محشر اشك هايشان را روان ساخته است: يكى، از مردم گريخته، كُنج عزلت گزيده است، و ديگرى ترسان و مقهور گشته، و يكى خاموش و لگام زده است، ديگرى اندوهگين و دردمند است و به خاطر تقيّه (حفظ دين و جان) در گمنامى به سر مى برند و خوارى آنان را فرا گرفته است. چنان است كه [گويى] در دريايى شور و تلخ فرو رفته اند، دهان هايشان بسته و دل هايشان مجروح است، از بس پند و اندرز داده اند خسته و دلگير شده اند، چندان مقهور شده اند كه [در ميان مردم] خوار و بى قرب گشته اند و به قدرى از ايشان كشته شده كه شمارشان كاستى گرفته است. پس، بايد كه دنيا در ديده شما كوچكتر و پست تر از تفاله برگ درخت سَلَم براى دباغى كردن پوست به كار مى رود ـ م. و ناچيزتر از ريزه هاى دم قيچى باشد، از حال پيشينيان خود پند گيريد پيش از آنكه آيندگان از حال و روز شما پند گيرند.
امام على عليه السلام:به مردم اطراف خود نظرى بيفكن، آيا جز فقيرى كه از فقر رنج مى برد، يا توانگرى كه كفران نعمت خدا مى كند، يا بخيلى كه براى افزودن بر مال خويش حق خدا را نمى پردازد، يا سركشى كه گويى گوش او از شنيدن پند و اندرزها سنگين است، كس ديگرى را مى بينى؟! كجايند نيكان و شايستگان شما؟! كجايند آزادگان و بخشندگان شما؟! كجايند آنان كه در كسب و كارشان پرهيزگار و در راه و رسمشان پاك و وارسته بودند؟! آيا نه اينكه همگى از اين دنياى پست و سراى زودگذرِ رنج آلود رخت بر بستند و كوچيدند؟!. پس، ما همه از آنِ خداييم و همگى به سوى او باز مى گرديم. فساد و تبهكارى آشكار گرديده است؛ اما نه كسى در صدد انكار و تغيير آن بر مى آيد و نه كسى براى جلوگيرى از آن اقدامى مى كند. آيا با اين روش مى خواهيد در سراى پاك خداوند، همجوار او شويد و عزيزترين دوستان او باشيد؟ هيهات! بهشت خدا را با فريب نتوان از او گرفت و جز با اطاعت از خدا به خشنودى او نتوان رسيد. لعنت خدا بر امر كنندگان به معروف كه خود آنها را ترك مى كنند و نهى كنندگان از منكر كه خود آنها را انجام مى دهند.
بحار الأنوار:امام على عليه السلام فرمود: مردم سه دسته اند: دانشمندِ ربّانى، طالبِ علمِ در مسير نجات و رستگارى، و نابخردان بى سر و پايى كه در پى هر بانگى به راه مى افتند و با هر بادى به سويى مى گرايند، از نورِ دانش روشنايى نمى گيرند و به پايگاه استوارى پناه نمى جويند. حضرت سپس اشاره به سينه خود كرد و فرمود: افسوس! افسوس! در اينجا دانش فراوانى نهفته است، كاش براى آن فرا گيرندگانى مى يافتم. سپس فرمود: آرى، البته افراد زيرك و تيزهوشى را مى شناسم، اما مورد اطمينان نيستند؛ زيرا برخى از آنان دين را وسيله دنيا مى سازند و با نعمت هاى خدا بر بندگان او و با حجّت هاى حق بر كتاب او برترى مى جويند. برخى ديگر با اهل حقّ و حقيقت عناد مى ورزند و با اوّلين شبهه اى كه برايشان پيش آيد، آتش شك و ترديد در دلشان فروزان مى شود و نه به اين سو مى روند و نه بدان سو، بلكه اسير لذّت هايند و رام و فرمانبردار شهوتها، شيفته گردآورى مال و ثروت اندوزيند، از دين بهره اى ندارند، به حيوانات چرنده بيشتر مى مانند [تا به انسان]، اين چنين است كه با مرگ دانشمندان دانش نيز مى ميرد. آرى، البته زمين از وجود كسانى كه با دليل و برهان [براى خدا به برپا داشتن دين او] به پا مى خيزند تا حجّت هاى خدا بر بندگانش از بين نرود، هرگز خالى نمى ماند. اينان اندك شمارند ولى نزد خداوند ارجمندترينند.