حدیث دربارهبازگو كردن نعمت هاى خدا

سنن أبي داوود عن أبي الأحوَصِ عن أبيهِ:أتَيتُ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله في ثَوبٍ دُونٍ، فقالَ: أ لكَ مالٌ؟ قالَ: نَعَم. قالَ: مِن أيِّ المالِ؟ قالَ: قد آتانيَ اللّهُ مِن الإبِلِ و الغَنَمِ و الخَيلِ و الرَّقيقِ. قالَ: فإذا آتاكَ اللّهُ مالاً فليُرَ أثَرُ نِعمَةِ اللّهِ علَيكَ و كَرامَتُهُ. ۱
سنن أبى داوودـ به نقل از ابو الاحوص به نقل از پدرش ـ: با جامه اى پست و ارزان قيمت خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدم. حضرت فرمود: آيا مال و ثروتى دارى؟ عرض كرد: آرى. فرمود: چه مالى دارى؟ عرض كرد: خداوند شتر و گوسفند و گاو و بَرده به من داده است. فرمود: پس اگر خداوند به تو ثروتى داده است، بايد نشانه نعمت و كرامتى كه ارزانيت داشته است در تو ديده شود.
۱.سنن أبي داوود: 4 / 51 / 4063.

احادیث دیگر این موضوع

۸
الكافى:امام على عليه السلام ـ آنگاه كه ربيع بن زياد از برادر خود، عاصم، به امير المؤمنين عليه السلام شكايت كرد كه پشمينه پوشيده و از پوشيدن لباس هاى نرم و لطيف خوددارى مى كند و از دنيا دورى گزيده و با اين كار، همسر خود را ناراحت و فرزندانش را اندوهگين كرده است ـ فرمود: عاصم بن زياد را نزد من آوريد. او را خدمت حضرت آوردند. چون امام او را ديد چهره درهم كشيد و فرمود: تو از همسرت خجالت نكشيدى؟ تو به فرزندانت رحم نكردى؟! آيا خيال مى كنى كه خداوند چيزهاى خوب و پاكيزه را بر تو حلال كرده و با اين حال دوست ندارد تو از آنها استفاده كنى؟ تو در نزد خدا كوچكتر از آنى كه بخواهد با تو چنين كند! مگر نه اينكه خداوند مى فرمايد: «و زمين را براى استفاده مردمان قرار داد كه در آن ميوه و نخل ها با خوشه هاى غلافدار است». و مگر نه اينكه مى فرمايد: «دو دريا را [به گونه اى]روان كرد كه با هم برخورد كنند. ميان آن دو حدّ فاصلى است كه به هم تجاوز نمى كنند ـ تا آيه ـ از هر دو دريا مرواريد و مرجان بر آيد». پس، به خدا سوگند كه بهره بردارى عملى از نعمت هاى خدا نزد او محبوبتر از به زبان آوردن آنهاست. خداوند عزّ و جلّ فرموده است: «و نعمت پروردگارت را بازگو كن». عاصم عرض كرد: اى امير المؤمنين! پس چرا خود شما به خوراك گلو آزار و به جامه درشت اكتفا كرده اى؟ حضرت فرمود: واى بر تو! خداوند عزّ و جلّ بر پيشوايان عدالت، واجب ساخته است كه خود را با مردم فقير برابر دارند تا فقر و نادارى، فقير را آزرده و برآشفته نگرداند. پس عاصم بن زياد پشمينه را كنار انداخت و جامه نرم پوشيد.