حدیث دربارهمناجات امام زين العابدين عليه السلام
بحار الأنوار عن طاووسِ اليَمانيِ:رَأيتُ رجُلاً يُصَلّي في المَسجِدِ الحَرامِ تَحتَ المِيزابِ يَدعو و يَبكي في دُعائهِ، فجِئتُهُ حِينَ فَرَغَ مِن الصَّلاةِ، فإذا هُو عليُّ بنُ الحُسينِ عليه السلام، فقُلتُ لَهُ: يا بنَ رسولِ اللّهِ، رَأيتُكَ على حالَةِ كذا، و لكَ ثَلاثَةٌ أرجو أن تُؤمِنَكَ مِن الخَوفِ، أحَدُها: أنّكَ ابنُ رَسولِ اللّهِ، و الثّاني: شَفاعَةُ جَدِّكَ، و الثّالِثُ: رَحمَةُ اللّهِ، فقالَ: يا طاووسُ، أمّا أنّي ابنُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فلا يُؤمِنُني، و قد سَمِعتُ اللّهَ تعالى يقولُ: «فَلا أنْسابَ بَيْنَهُم يَومَئِذٍ و لا يَتَساءلونَ» ، و أمّا شَفاعَةُ جَدِّي فلا تُؤمِنُني؛ لأنَّ اللّهَ تعالى يَقولُ: «و لا يَشْفَعُونَ إلاّ لِمَنِ ارْتَضى» ۱، و أمّا رَحمَةُ اللّهِ فإنّ اللّهَ تعالى يقولُ: إنّها قَريبَةٌ مِن المُحسِنينَ، و لا أعلَمُ أنّي مُحسِنٌ. ۲
بحار الأنوارـ به نقل از طاووس يمانى ـ: مردى را ديدم كه در مسجد الحرام، زير ناودان، نماز مى خواند و دعا مى كرد و در حال دعا مى گريست. وقتى نمازش تمام شد، پيش او رفتم ديدم على بن الحسين عليه السلام است. عرض كردم: يا بن رسول اللّه! تو را به چنان حال ديدم، در صورتى كه شما سه امتياز داريد كه به نظر من با وجود آنها ديگر جاى ترس [از عذاب الهى]نيست: اول اينكه شما فرزند رسول خدا هستى. دوّم: شفاعت جدّت و سوّم: رحمت خدا. فرمود: اى طاووس! امّا اينكه من فرزند رسول خدا هستم، اين مرا در امان نمى دارد؛ زيرا خداى متعال مى فرمايد: «آن روز ميانشان نسبت خويشاوندى نباشد و از حال يكديگر نپرسند» و اما شفاعت جدّم، اين نيز مرا ايمن نمى گرداند؛ چون خداى متعال مى فرمايد: «و شفاعت نكنند مگر براى كسى كه خدا رضايت دهد» و اما رحمت خدا، خداى متعال مى فرمايد: «و آن به نيكوكاران نزديك است» و من نمى دانم كه نيكوكار هستم يا نه.