خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۱۲
موضوعات
شكيبا
20026. ـ به نقل از اسماعيل بن عياش ـ: رس…
حدیث درباره
شكيبا
میزان الحکمه ج ۱۲، ص ۱۰۹، ح ۲۰۰۲۶
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
شكيبا
الطبقات الكبرى عن إسماعيل بنِ عيّاشٍ:
كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أصبَرَ النّاسِ على أوزارِ النّاسِ.
۱
الطبقات الكبرى
ـ به نقل از اسماعيل بن عياش ـ
: رسول خدا صلى الله عليه و آله در برابر گناهان (خطاهاى) مردم از همه شكيباتر بود.
۱.
الطبقات الكبرى: 1 / 378.
کلیدواژهها
نبوت 3 محمد پیامبر خدا
ویژگی های پیامبر صلی الله علیه و آله
شکیبا
احادیث دیگر این موضوع
۶
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس به اندازه اى كه من در راه خدا آزار ديده ام، آزار نديده است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس به اندازه من آزار و اذيّت نديده است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس به اندازه من در راه خدا آزار نديده و هيچ كس به اندازه من در راه خدا ترسانده و تهديد نشده است. سى شبانه روز بر من گذشت و من و بلال [حبشى]غذايى كه موجود زنده اى مى خورد، براى خوردن نداشتيم، مگر آن مقدارى كه اگر زير بغل بلال مى گذاشتى ناپديد مى شد.
كنز العمّالـ به نقل از طارق محاربى ـ: رسول خدا صلى الله عليه و آله را در بازار ذو المجاز ديدم كه جبّه اى قرمز رنگ پوشيده بود و مى رفت و با صداى بلند مى گفت: اى مردم! بگوييد: هيچ خدايى جز اللّه نيست تا رستگار شويد. مردى از پى او سنگ مى انداخت و قوزك ها و پشت پاشنه هاى پاى حضرت را خونى كرده بود و مى گفت: اى مردم! به حرفش گوش ندهيد، او دروغگوست. پرسيدم: اين كيست؟ گفتند: جوانى است از طايفه عبد المطّلب. پرسيدم: اين مرد كه در پى او مى رود و سنگ مى زند كيست؟ گفتند: او عمويش عبد العزّى ـ همان ابو لهب ـ است.
كنز العمّالـ به نقل از منيب ـ: در جاهليّت، رسول خدا صلى الله عليه و آله را ديدم كه مى فرمود: اى مردم! بگوييد هيچ خدايى جز اللّه نيست تا رستگار شويد. اما بعضى به صورت او آب دهان مى انداختند و بعضى رويش خاك مى پاشيدند و بعضى دشنامش مى دادند. در اين هنگام، دختركى قدح آبى آورد و پيامبر صورت و دست هاى خود را شست و فرمود: دختركم، صبور باش و براى مغلوبيّت و خوارى پدرت اندوهگين مباش. من پرسيدم: اين دخترك كيست؟ گفتند: زينب دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله است و او دختركى نوجوان بود.
الترغيب و الترهيبـ به نقل از ابن مسعود ـ: انگار رسول خدا صلى الله عليه و آله را مى بينم كه داستان پيامبرى از پيامبران را به نمايش مى گذارد كه قومش او را زدند و خونين كردند و او خون از چهره اش پاك مى كرد و مى گفت: بار خدايا! قوم مرا بيامرز؛ زيرا كه آنان نادانند.
حدیث 20025
موضوع
حدیث 20027