خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۱۲
موضوعات
امين
19973. هان! به خدا قسم كه من در آسمان ام…
حدیث درباره
امين
میزان الحکمه ج ۱۲، ص ۸۹، ح ۱۹۹۷۳
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
امين
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:
أما و اللّهِ إنّي لَأمينٌ في السَّماءِ و أمينٌ في الأرضِ.
۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
هان! به خدا قسم كه من در آسمان امين هستم و در زمين نيز امينم.
۱.
كنز العمّال: 32147.
کلیدواژهها
نبوت 3 محمد پیامبر خدا
ویژگی های پیامبر صلی الله علیه و آله
امین
احادیث دیگر این موضوع
۷
الطبقات الكبرىـ به نقل از عبد اللّه بن حارث ـ: هيچ كس را نديدم كه به اندازه رسول خدا صلى الله عليه و آله لبخند بر لب داشته باشد.
الطبقات الكبرىـ به نقل از سعيد مَقْبُرى ـ: رسول خدا صلى الله عليه و آله هر گاه كارى انجام مى داد بر آن مداومت مى ورزيد و اين طور نبود كه آن را يك بار انجام دهد و يك بار انجام ندهد.
الطبقات الكبرىـ به نقل از عطاء بن يسار ـ: جبرئيل نزد پيامبر صلى الله عليه و آله كه در منطقه بالاى شهر مكّه در حال تكيه دادن غذا مى خورد، آمد و گفت: اى محمّد! غذا خوردن شاهانه؟! پس پيامبر صلى الله عليه و آله راست نشست.
كشف الغمّه:يكى از نام هاى پيامبر صلى الله عليه و آله «امين» است كه بر گرفته از امانت و امانتدارى و خوش قولى است. پيش از آنكه پيامبر مبعوث شود عرب ها آن حضرت را امين مى ناميدند؛ چون امانتدارى او را ديده بودند. اصولاً هر كسى كه از خُلف وعده و دروغگويى او ايمن باشى، چنين شخصى امين است. از همين رو، خداوند از جبرئيل عليه السلام با اين صفت ياد كرده و فرموده است: «در آن جا [هم]مطاع [و هم]امين است».
السيرة النبويّة، ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق ـ: پيش از آنكه به رسول خدا صلى الله عليه و آله وحى نازل شود، قريش به آن حضرت امين مى گفتند.
السيرة النبويّة، ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق، آن جا كه از موضوع ساختن كعبه پيش از بعثت سخن مى گويد ـ: قبايل قريش براى ساختن كعبه سنگ جمع كردند و هر قبيله اى جداگانه جمع آورى مى كرد. آنها پايه هاى كعبه را بالا بردند تا به جايگاه ركن ـ يعنى حجر الاسود ـ رسيد. در اين هنگام با يكديگر بحثشان شد و هر قبيله اى مى خواست او حجر الاسود را در محل خودش قرار دهد نه ديگرى. آنها در مسجد جمع شدند و به مشورت پرداختند و هر يك ديگرى را به انصاف دعوت كرد. بعضى از راويان گفته اند: ابو اُميّة بن مغيرة بن عبد اللّه بن عمر بن مخزوم كه در آن سال مسن ترين فرد قريش بود، گفت: اى گروه قريش! بياييد اولين كسى را كه از در اين مسجد وارد شد داور ميان خود قرار دهيد. قريش موافقت كردند. نخستين كسى كه بر آنان وارد شد، رسول خدا عليه السلام بود. وقتى قريش او را ديدند گفتند: اين مرد امين است، ما قبول داريم، او محمّد است. چون پيامبر به آنها رسيد، موضوع را به اطلاع ايشان رساندند. حضرت فرمود: پارچه اى برايم بياوريد. پارچه را آوردند. پيامبر حجر الاسود را برداشت و با دست خود روى پارچه گذاشت و سپس فرمود: هر قبيله اى گوشه اى از پارچه را بگيرد و همگى آن را بلند كنيد. قريش اين كار را كردند و وقتى به محل نصب رسيد، پيامبر آن را با دست خود برداشت و در جايگاهش قرار داد و آنگاه روى آن را ساخت.
السيرة النبويّه، ابن هشام:خديجه دختر خويلد، بانويى تاجر و بزرگ زاده و ثروتمند بود. مردم را براى تجارت با اموال خود استخدام مى كرد و در قبال كارشان مقدار معينى از سود حاصل از تجارت را به ايشان مى داد. قريش مردمى تاجر پيشه بودند. وقتى خبر راستگويى و امانتدارى و خلق و خوهاى پسنديده پيامبر به گوش خديجه رسيد، كسى را نزد آن حضرت فرستاد و پيشنهاد كرد با اموالى از او براى تجارت به شام رود.
حدیث 19972
موضوع
حدیث 19974