حدیث دربارهامين

الطبقات الكبرى عن عطاء بن يَسارٍ:إنّ جِبريلَ أتَى النَّبيَّ صلى الله عليه و آله و هُو بأعلى مَكّةَ يأكُلُ مُتَّكئا فقالَ لَهُ: يا محمّدُ، أكْلَ المُلوكِ؟! فجَلَسَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عطاء بن يسار ـ: جبرئيل نزد پيامبر صلى الله عليه و آله كه در منطقه بالاى شهر مكّه در حال تكيه دادن غذا مى خورد، آمد و گفت: اى محمّد! غذا خوردن شاهانه؟! پس پيامبر صلى الله عليه و آله راست نشست.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 380.

احادیث دیگر این موضوع

۷
السيرة النبويّة، ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق، آن جا كه از موضوع ساختن كعبه پيش از بعثت سخن مى گويد ـ: قبايل قريش براى ساختن كعبه سنگ جمع كردند و هر قبيله اى جداگانه جمع آورى مى كرد. آنها پايه هاى كعبه را بالا بردند تا به جايگاه ركن ـ يعنى حجر الاسود ـ رسيد. در اين هنگام با يكديگر بحثشان شد و هر قبيله اى مى خواست او حجر الاسود را در محل خودش قرار دهد نه ديگرى. آنها در مسجد جمع شدند و به مشورت پرداختند و هر يك ديگرى را به انصاف دعوت كرد. بعضى از راويان گفته اند: ابو اُميّة بن مغيرة بن عبد اللّه بن عمر بن مخزوم كه در آن سال مسن ترين فرد قريش بود، گفت: اى گروه قريش! بياييد اولين كسى را كه از در اين مسجد وارد شد داور ميان خود قرار دهيد. قريش موافقت كردند. نخستين كسى كه بر آنان وارد شد، رسول خدا عليه السلام بود. وقتى قريش او را ديدند گفتند: اين مرد امين است، ما قبول داريم، او محمّد است. چون پيامبر به آنها رسيد، موضوع را به اطلاع ايشان رساندند. حضرت فرمود: پارچه اى برايم بياوريد. پارچه را آوردند. پيامبر حجر الاسود را برداشت و با دست خود روى پارچه گذاشت و سپس فرمود: هر قبيله اى گوشه اى از پارچه را بگيرد و همگى آن را بلند كنيد. قريش اين كار را كردند و وقتى به محل نصب رسيد، پيامبر آن را با دست خود برداشت و در جايگاهش قرار داد و آنگاه روى آن را ساخت.