توكّل كننده

4 حدیث
مكارم الأخلاق عن ابنِ مسعودٍ:أتَى النَّبيَّ صلى الله عليه و آله رجُلٌ يُكَلِّمُهُ فأرعَدَ، فقالَ: هَوِّنْ علَيكَ فلَستُ بمَلِكٍ! ۱
مكارم الأخلاقـ به نقل از ابن مسعود ـ: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و با ترس و لرز شروع به صحبت با آن حضرت كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آرام باش، من كه پادشاه نيستم!
۱.مكارم الأخلاق: 1 / 48 / 7.
سنن ابن ماجة عن ابنِ مسعودٍ:أتى النَّبيَّ صلى الله عليه و آله رجُلٌ فكَلَّمَهُ، فجَعَلَ تَرعُدُ فَرائصُهُ، فقالَ لَهُ: هَوِّن علَيكَ فإنّي لَستُ بمَلِكٍ، إنّما أنا ابنُ امرأةٍ تأكُلُ القَديدَ. ۱
سنن ابن ماجةـ به نقل از ابن مسعود ـ: مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و در حالى كه بدنش مى لرزيد، با آن حضرت به صحبت پرداخت. پيامبر فرمود: آرام باش، من كه پادشاه نيستم. من فرزند زنى هستم كه گوشت خشكيده نمك سود مى خورد.
۱.سنن ابن ماجة: 2 / 1101 / 3312.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:نَزَلَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في غَزوَةِ ذاتِ الرِّقاعِ تَحتَ شَجَرَةٍ على شَفيرِ وادٍ، فأقبَلَ سَيلٌ فحالَ بَينَهُ و بَينَ أصحابِهِ فرآهُ رجُلٌ مِن المُشرِكينَ و المُسلِمونَ قِيامٌ على شَفيرِ الوادي يَنتَظِرونَ مَتى يَنقَطِعُ السَّيلُ، فقالَ رجُلٌ مِن المُشرِكينَ لقَومِهِ: أنا أقتُلُ محمّدا، فجاءَ و شَدَّ على رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله بالسَّيفِ، ثُمّ قالَ: مَن يُنْجِيكَ مِنّي يا محمّدُ؟! فقالَ: رَبِّي و رَبُّكَ، فنَسَفَه جَبرئيلُ عليه السلام عن فَرَسِهِ فسَقَطَ على ظَهرِهِ، فقامَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله و أخذَ السَّيفَ و جَلَسَ على صَدرِهِ و قالَ: مَن يُنْجِيكَ مِنّي يا غورثُ؟! فقالَ: جُودُكَ و كَرمُكَ يا محمّدُ، فتَرَكَهُ فقامَ و هُو

امام صادق عليه السلام:در جنگ ذات الرقاع، رسول خدا صلى الله عليه و آله در كنار درّه اى زير درختى توقف كرد. در همين هنگام سيلى آمد و ميان آن حضرت و يارانش فاصله انداخت. مردى از مشركان متوجه شد كه ياران پيامبر از او دور افتاده و منتظر بند آمدن سيل هستند، به همرزمان خود گفت: من محمّد را مى كشم. و آمد و به روى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شمشير كشيد و گفت: اى محمّد! كيست كه تو را از دست من نجات دهد؟ پيامبر فرمود: آنكه پروردگار من و توست. در اين هنگام جبرئيل آن مرد را از اسبش پرت كرد و او به پشت روى زمين افتاد. رسول خدا صلى الله عليه و آله برخاست و شمشير را برداشته روى سينه او نشست و فرمود: اى غورث! كيست كه تو را از دست من نجات دهد؟ عرض كرد: بخشندگى و آقايى تو اى محمّد! پيامبر او را رها كرد.

۱.الكافي: 8 / 127 / 97.
صحيح مسلم عن جابر بنِ عبد اللّه:غَزَونا معَ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله غَزوَةً قِبَلَ نَجدٍ، فأدرَكْنا رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله في وادٍ كَثيرِ العَضاهِ ۱، فنَزَلَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله تَحتَ شَجَرَةٍ فعَلَّقَ سَيفَهُ بغُصنٍ مِن أغصانِها. قالَ: و تَفَرَّقَ النّاسُ في الوادي يَستَظِلُّونَ بالشَّجَرِ. قالَ: فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إنّ رجُلاً أتاني و أنا نائمٌ، فأخَذَ السَّيفَ فاستَيقَظتُ و هو قائمٌ على رأسي، فلَم أشعُرْ إلاّ و السَّيفُ صَلْتا في يَدِهِ، فقالَ لي: مَن يَمنَعُكَ مِنّي؟! قالَ: قُلتُ: اللّهُ. ثُمّ قالَ في الثّانِيَةِ: مَن يَمنَعُكَ مِنّي؟! قالَ: قُلتُ: اللّهُ، فشامَ السَّيفَ فها هُو ذا جالِسٌ. ثُمّ لَم يَعرِضْ لَهُ رسولُ اللّهِ صلى الله
صحيح مسلمـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: با رسول خدا صلى الله عليه و آله براى شركت در جنگى به طرف نجد حركت كرديم. پيامبر در يك وادى پر از درختان خاردار به ما رسيد و زير درختى پياده شد و شمشيرش را به يكى از شاخه هاى آن آويخت. مسلمانان براى پناه گرفتن در سايه درختان در وادى پراكنده شدند. جابر مى گويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: من خوابيده بودم كه مردى آمد و شمشير را برداشت. از خواب بيدار شدم ديدم او بالاى سرم ايستاده است. همين قدر فهميدم كه شمشير در دست هاى او مى درخشد. آن مرد به من گفت: كيست كه تو را از دست برهاند؟ گفتم: خدا. دوباره گفت: كيست كه تو را از دست من برهاند؟ من گفتم: خدا. آن مرد شمشير را غلاف كرد و نشست و رسول خدا صلى الله عليه و آله هم متعرّض او نشد.
۱.العضاه: كلّ شجر عظيم له شوك (النهاية: 3 / 255).
۲.صحيح مسلم: 4 / 1786 / 13.