حدیث دربارهنهى از پا فراتر نهادن از موارد تقيّه

وسائل الشيعة عن مِيثَمَ النَّهرَوانيِّ:دَعاني أميرُ المؤمنينَ عليُّ بنُ أبي طالبٍ عليه السلام و قالَ: كَيفَ أنتَ يا مِيثمُ إذا دعاكَ دَعِيُّ بَني اُميَّةَ عُبيدُ اللّهِ بنُ زيادٍ إلَى البَراءَةِ مِنّي؟ فقلتُ: يا أميرَ المؤمنينَ، أنا و اللّهِ لا أبرأُ مِنكَ. قالَ: إذن و اللّهِ يَقتُلَكَ و يَصلِبَكَ، قلتُ: أصبِرُ فَذاكَ في اللّهِ قَليلٌ، فقالَ: يا مِيثَمُ، إذَنْ تَكونَ مَعي في دَرَجَتي. ۱
وسائل الشيعةـ به نقل از ميثم نهروانى ـ: امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام مرا صدا زد و فرمود: چگونه خواهى بود آنگاه كه آن بى اصل و نسبِ بنى اميّه، عبيد اللّه بن زياد، تو را به بيزارى جستن از من وا دارد؟ عرض كردم: اى امير مؤمنان! به خدا سوگند كه هرگز از شما بيزارى نمى جويم. فرمود: به خدا قسم كه در اين صورت تو را مى كشند و به دار مى آويزند. عرض كردم: صبر مى كنم، و اين در راه خدا چيزى نيست. فرمود: اى ميثم! در اين صورت با من در يك درجه خواهى بود.
۱.وسائل الشيعة: 11/477/7، راجع مستدرك الوسائل: 12/258.

احادیث دیگر این موضوع

۶