حدیث دربارهسفارش هاى امام صادق عليه السلام

مستطرفات السرائر:عن حمران بنِ أعين: دخلتُ على أبي جعفر عليه السلام فقُلتُ: أوصِني. فقالَ: اُوصِيكَ بتَقوَى اللّهِ، و إيّاكَ و المِزاحَ فإنّهُ يُذهِبُ هَيبَةَ الرّجُلِ و ماءَ وَجهِهِ، و علَيكَ بِالدُّعاءِ لإخوانِكَ بظَهرِ الغَيبِ فإنّهُ يَهيلُ الرِّزقَ ـ يَقولُها ثَلاثا ـ. ۱
مستطرفات السرائرـ به نقل از حمران بن اعين ـ: خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم و از آن حضرت اندرزى خواستم حضرت فرمود: تو را به تقواى خدا سفارش مى كنم و [نيز] از شوخى بپرهيز؛ زيرا شوخى هيبت مرد و آبروى او را مى برد و [نيز]در غياب برادرانت براى آنان دعا كن؛ زيرا كه اين كار روزى را سرازير مى كند. حضرت اين جمله را سه بار فرمود.
۱.مستطرفات السرائر: 144/13.

احادیث دیگر این موضوع

۸
كشف الغمّة:امام صادق عليه السلام به فرزند خود حضرت كاظم عليه السلام ـ فرمود: فرزندم! سفارش مرا بپذير و سخنم را به گوش گير؛ زيرا كه اگر آن را به گوش گيرى خوشبخت مى زيى و خوش نام و نيك فرجام مى ميرى. فرزندم! هر كه به آنچه خداوند قسمت او كرده است خرسند باشد، بى نياز گردد و هر كه به آنچه در دست ديگرى است چشم داشته باشد، نيازمند بميرد و هر كه به آنچه خداوند قسمتش كرده است راضى نباشد، خداوند را در قضاى او متّهم كرده باشد و هركه لغزش ديگرى را كوچك بيند، لغزش خويش را بزرگ بيند و هر كه لغزش خود را كوچك شمارد، لغزش ديگرى را بزرگ بشمارد. فرزندم! هر كه پرده ديگرى را كنار زند، زشتى هاى خانه خودش آشكار شود و هر كه شمشيرِ ستم بركشد، خود به آن شمشير كشته شود و هر كه براى برادرش چاهى كند، خود در آن چاه افتد و هر كه با نابخردان بنشيند، كوچك شود و هر كه با دانايان آميزش كند، احترام يابد و هر كه به جاهاى بد نام آمد و شد كند، متّهم گردد. فرزندم! از تحقير كردن مردم (بزرگان) بپرهيز كه تحقير مى شوى و به كارهاى بيهوده و نا مربوط مپرداز كه مى لغزى (خوار مى شوى). فرزندم! حقيقت را، به سود و زيان خود، بگو تا از ميان همتايانت با تو مشورت شود. فرزندم! پيرو (تلاوت كننده) كتاب خدا باش و مبلّغ اسلام و امر كننده به معروف و نهى كننده از منكر و پيوند زننده با كسى كه از تو بريده است و آغازگرِ آشتى با كسى كه از تو قهر كرده است و عطا كننده به كسى كه از تو چيزى مى خواهد. از سخن چينى بپرهيز كه آن تخم كينه را در دل هاى مردان مى افشاند و از پرداختن به عيوب مردم دورى كن؛ زيرا كسى كه به عيب هاى مردم مى پردازد، به منزله هدف است. فرزندم! هرگاه جوياى بخشش شدى به معادن آن مراجعه كن؛ زيرا كه جود و بخشش را معدن هاست و معدن ها را ريشه هاست و ريشه ها را شاخه هاست و شاخه ها را ميوه باشد و هيچ ميوه اى نرسد، مگر با شاخه و هيچ شاخه اى نباشد، مگر با ريشه و هيچ ريشه استوارى نباشد، مگر با معدنى پاك و پاكيزه. فرزندم! هرگاه ديدار مى كنى، با نيكان ديدار كن و به ديدن بدكاران مرو؛ زيرا اينان تخته سنگى هستند كه چشمه اى از آن نمى جوشد و درختى هستند كه برگ هايش سبز نمى شود و زمينى هستند كه گياهش نمى رويد. على بن موسى [الرضا] عليه السلام فرمود: پدرم تا زنده بود اين سفارش را فرو نگذاشت.
امام صادق عليه السلامـ در نامه اى به اصحاب خود كه به آنان دستور داد آن را همواره بخوانند و در آن دقّت كنند و مضامينش را به كار بندند و آنان نيز نامه را در بعد از نماز آن را مطالعه مى كردند ـنوشت: ـ به نام خداوند بخشنده مهربان. امّا بعد، از پروردگارتان عافيت و سلامت بطلبيد و سنگين و با وقار و آرام و با شرم و حيا باشيد و از آنچه خوبان پيش از شما دورى مى كردند، دورى كنيد و با اهل باطل خوشرفتار باشيد و ستم آنان را تحمّل كنيد و از كشمكش زياد با ايشان بپرهيزيد و از آنجا كه از همنشينى و معاشرت و بحث و منازعه با آنان چاره اى نداريد، پس هرگاه با ايشان همنشينى و آميزش كرديد و ميانتان بحث و ستيز درگرفت، تقيّه را، كه خداوند شما را به رعايت آن فرمان داده است، مراعات كنيد؛ زيرا اگر به [شرّ] آنان گرفتار شويد، شما را آزار خواهند داد و بدخواهى و كينه توزى را در چهره آنان خواهيد ديد و اگر نه اين بود كه خداوند شرّ آنها را از شما دور مى كند، بى گمان بر شما سخت يورش مى آوردند. دشمنى و كينه اى كه از شما در سينه هايشان دارند بيش از آن مقدارى است كه نشان مى دهند. محيط زندگى شما و آنها يكى است، اما جان هاى شما و آنان گونه گون است و با هم انس و الفت نمى گيرند، شما هرگز دوستدار آنان نخواهيد شد و آنان نيز هرگز شما را دوست نخواهند داشت، جز اينكه خداوند متعال شما را با [پذيرش دين]حق گرامى داشته و بدان بينايتان كرده است، ليكن آنان را از اهل حق قرار نداده است. به همين دليل است كه شما با ايشان خوشرفتارى مى كنيد و در برابر آنان صبوريد، اما آنان از خوشرفتارى [با شما]به دورند و در برابر هيچ چيز صبر و تحمّل ندارند، بلكه نقشه ها و حيله گرى هاى خود را به يكديگر القا مى كنند؛ زيرا كه دشمنان خدا، چنانچه بتوانند، شما را از حقّ و حقيقت باز مى دارند. پس خداوند شما را از اين نقشه ها و گزندها حفظ مى كند.
تحف العقولـ به نقل از سفيان ثورى ـ: خدمت حضرت صادق عليه السلام رسيدم و عرض كردم: به من سفارشى (پندى) فرماييد تا بعد از شما آن را به كار بندم. حضرت فرمود: به گوش مى گيرى، اى سفيان! عرض كردم: آرى، اى پسر دخت رسول خدا. فرمود: اى سفيان! دروغگو را مردانگى نيست و حسود را آسايش و شاهان را برادرى و مغرور و متكبر را دوستى و بد اخلاق را سرورى. حضرت عليه السلام سپس دم فرو بست. من گفتم: اى پسر دخت رسول خدا! بيشتر بفرما. حضرت فرمود: اى سفيان! به خدا اعتماد كن، تا عارف باشى و به آنچه قسمت تو كرده است خرسند باش، تا توانگر باشى؛ چنان رفاقت كن كه با تو رفاقت مى كنند، تا بر ايمانت بيفزايى و با بدكار همنشينى مكن، كه تو را بدكارى آموزد و در كارهايت با كسانى مشورت كن كه از خداوند عزّ و جلّ مى ترسند. سپس دوباره دم فرو بست. گفتم: اى پسر دخت رسول خدا! بيشتر بفرما. فرمود: اى سفيان! هر كه عزّت خواهد بى آنكه پادشاهى داشته باشد و قدرت خواهد بى آنكه برادرانى (دوستانى) داشته باشد و هيبت و شكوه خواهد بى آنكه مال و ثروت داشته باشد، بايد از خوارى معاصى خداوند به عزّت طاعت او درآيد. باز دم بر بست. عرض كردم: اى پسر دخت رسول خدا! باز هم بفرما. فرمود: اى سفيان! پدرم سه نكته ادب به من آموخت و از سه چيز مرا نهى فرمود. امّا آن سه نكته ادب كه به من آموخت اين بود كه به من فرمود: فرزندم! هر كه با يار بد نشيند، به سلامت نماند و هر كه گفتارش را در بند نكشد، پشيمان گردد و هر كه به جاهاى بد نام آمد و شد كند، مورد بدگمانى و اتهام قرار گيرد. عرض كردم: اى پسر دخت رسول خدا! آن سه چيز كه تو را از آنها نهى كرد چيست؟ فرمود: مرا از همنشينى با كسى كه بر نعمت [ديگران] حسادت مى ورزد و از گرفتارى و مصيبت [ديگران]شاد مى شود و يا كسى كه سخن چين است نهى فرمود.