حدیث دربارهسفارش هاى خضر به موسى عليهما السلام

الخضرُ عليه السلامـ لِموسى عليه السلام إذ قالَ لَهُ: أوصِني ـ: اِلزَمْ ما لا يَضُرُّكَ مَعهُ شيءٌ كما لا يَنفَعُكَ مِن غَيرِهِ شَيءٌ، و إيّاكَ و اللَّجاجَةَ و المَشيَ إلى غَيرِ حاجَةٍ، و الضِّحكَ في غَيرِ تَعَجُّبٍ. يا بنَ عِمرانَ، لا تُعَيِّرَنَّ أحَدا بخَطيئَةٍ و ابكِ على خَطيئتِكَ. ۱
خضر عليه السلامـ آنگاه كه موسى عليه السلام به او گفت: مرا سفارشى كن ـفرمود: به چيزى چنگ در زن كه با وجود آن، چيزى به تو زيان نزند و بى آن، هيچ چيز به تو سود نرساند. از خيره سرى، و رفتن در پى چيزى كه بدان نياز ندارى، و از خنده بى سبب دورى كن. اى پسر عمران! هيچ كس را به خاطر خطا سرزنش مكن و بر گناه خويش گريه كن.
۱.قصص الأنبياء: 157/171.

احادیث دیگر این موضوع

۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:برادرم موسى عليه السلام گفت: پروردگارا! آن كسى را كه در كشتى به من نشان دادى، نشانم بده. خداوند به او وحى فرمود كه: اى موسى! بزودى او را خواهى ديد. ديرى نگذشت كه خضر به صورت جوانى خوشبو و خوش پوش نزد او آمد و گفت: سلام و رحمت خدا بر تو، اى موسى بن عمران! پروردگارت سلام و رحمت خدا را به تو مى رساند. موسى گفت: اوست سلام و از اوست سلام و به سوى اوست سلام و سپاس و ستايش خداوند پروردگار جهانيان راست كه نعمت هايش را نتوانم شمرد و از عهده شكر او برنيايم، مگر به كمك و يارى او. موسى سپس گفت: مى خواهم به من سفارشى كنى كه خداوند به واسطه آن مرا سود بخشد! خضر گفت: اى جوياى علم! گوينده از شنونده كمتر خسته مى شود. پس هر گاه با هم مجلسيان خود سخن مى گويى، آنان را خسته مگردان. و بدان كه دل تو يك ظرف است؛ پس بنگر كه ظرف خود را از چه پُر مى كنى. از دنيا روى گردان و آن را پشت سر خود بينداز؛ زيرا كه دنيا سراى تو نيست و در آنجا براى تو محلّ قرار و آسايشى وجود ندارد و دنيا وسيله گذرانى براى بندگان قرار داده شده است تا از آن براى بازگشتگاه خويش توشه برگيرند. اى موسى! خودت را به شكيبايى وادار تا به بردبارى برسى و پرهيزگارى را با دلت آشنا ساز تا به دانش و معرفت دست يابى و نفْس خود را به صبر رياضت ده تا از گناه بِرَهى. اى موسى! اگر خواهان علم و معرفت هستى خودت را وقف آن كن؛ زيرا علم و معرفت براى كسى است كه خود را وقف [آن]كند! پُر گو و ياوه گو مباش؛ زيرا كه پرگويى باعث عيب و ننگ دانشمندان مى شود و بدى هاى نادانان را آشكار مى سازد، بلكه بر تو باد ميانه روى؛ زيرا كه آن، از توفيق و يارى [الهى]است؛ از مردمان نادان و باطل گرا دورى كن و در برابر سبك سران بردبار باش؛ زيرا كه اين، كارِ خردمندان و زيور دانايان است.هرگاه نادان دشنامت داد، از روى بردبارى و دلسوزى و احترام (استوار انديشى)، در برابرش خاموش بمان؛ زيرا آنچه از رفتار جاهلانه او با تو و دشنام گويى اش به تو [براى او]باقى مانده، بيشتر و بزرگتر است. اى پسر عمران! جز اين مبين كه از دانش تنها اندكى به تو داده شده است؛ كه بى گدار به آب زدن و پا از گليم خود درازتر كردن، نتيجه بى باكى و تكلّف است. اى پسر عمران! هرگز درى را كه نمى دانى چگونه بسته مى شود، باز مكن و هيچ گاه درى را كه نمى دانى چگونه باز مى شود، مبند. اى پسر عمران! كسى كه از دنيا سير نمى شود و رغبت او به دنيا تمام نمى شود چگونه عابد باشد؟! و كسى كه به وضع خود راضى نيست و خدا را در قضا (قدرش) متّهم مى سازد، چگونه زاهد باشد؟! آيا كسى كه هوس بر او چيره است از خواهش ها باز مى ايستد؟! يا كسى كه نادانى او را در ميان گرفته است طلب دانش سودش مى بخشد؟! زيرا سفرش به سوى آخرت است و با اين حال به دنيا رو كرده است. اى موسى! آنچه آموختى براى اين بياموز كه به كارش بندى و بدين قصد مياموزش تا براى ديگران بازگو كنى كه در اين صورت هلاكتش براى تو خواهد بود و روشنايى اش براى ديگرى. اى پسر عمران! زهد و پرهيزگارى را جامه خويش گردان و دانش و ذكر را گفتارت، كارهاى نيك بسيار كن؛ زيرا تو، مرتكب گناهان خواهى شد، دلت را با ترس [از خدا]بى قرار گردان؛ زيرا كه اين كار پروردگارت را خشنود مى سازد. و خوبى بكن؛ زيرا كه تو به ناچار كار بد مى كنى. اكنون تو موعظه شدى اگر به ياد بسپارى. پس خضر بازگشت و رفت و موسى غمگنانه و اندوهگين گريست.