حدیث دربارهحرمت به نابودى افكندن خود

عنه عليه السلامـ عِندَ ما قَبِلَ الولايَةَ ـ: اللّهُمّ إنّكَ قَد نَهَيتَني عَن الإلقاءِ بِيَدي إلَى التَّهلُكَةِ، و قد اُكرِهتُ و اضطُرِرتُ، كما أشرَفتُ مِن قِبَلِ عبدِ اللّهِ المأمونِ علَى القَتلِ مِنّي مَتى لَم أقبَلْ ولايَةَ عَهدِهِ، و قد اُكرِهتُ و اضطُرِرتُ كما اضطُرَّ يُوسفُ و دانيالُ عليهما السلام إذ قَبِلَ كُلُّ واحِدٍ مِنهُما الولايَةَ مِن طاغِيَةِ زمانِهِ. ۱
امام رضا عليه السلامـ هنگامى كه ولايتعهدى را پذيرفت ـگفت: بار خدايا! تو مرا از اينكه با دست خود خويشتن را به نابودى اندازم نهى فرمودى، ولى مجبور و ناچار شدم، چه اينكه اگر ولايتعهدى او را نمى پذيرفتم از جانب عبد اللّه مأمون در آستانه كشته شدن قرار مى گرفتم. من نيز همانند يوسف و دانيال عليهما السلام مجبور و ناچار شدم؛ زيرا هر يك از آن دو نيز [از روى اجبار] از جانب طاغوت زمان خود عهده دار ولايت شدند.
۱.عيون أخبار الرِّضا: 1/19/1.

احادیث دیگر این موضوع

۸
الدرّ المنثورـ به نقل از اسلم ابو عمران ـ: ما در قسطنطنيه بوديم و فرمانده سپاه مصر، عقبة بن عامر بود و سردار لشكر شام فضالة بن عبيد. صف بزرگى از سپاه روم بيرون آمد و ما در برابر آنان صف آرايى كرديم. در اين هنگام يكى از سربازان مسلمان بر سپاه روم تاخت و خود را به دل آنان زد. مسلمانان فرياد زدند و گفتند: سبحان اللّه، به دست خود خويشتن را به نابودى مى دهد! ابو ايّوب، صحابى رسول خدا صلى الله عليه و آله، برخاست و گفت: اى مردم! شما اين آيه را چنين تأويل مى كنيد، در حالى كه اين آيه درباره ما جماعت انصار نازل شد؛ زيرا هنگامى كه خداوند دين خود را قدرت بخشيد و ياورانش زياد شدند، عدّه اى از ما پنهان از رسول خدا صلى الله عليه و آله به عدّه اى ديگر گفتند: اموال و دارايى هاى ما از بين رفت و حالا كه خداوند، اسلام را قدرت بخشيده و ياورانش فزونى گرفته اند، بهتر است به اموال و املاك خود بپردازيم و آنچه را از بين رفته است آباد و جبران كنيم. در اين هنگام خداوند در پاسخ به آنچه ما گفته بوديم، اين آيه را بر پيامبرش نازل فرمود: «و در راه خدا انفاق كنيد و خويشتن را با دست هاى خود به نابودى نيفكنيد». بنا بر اين، مقصود از اين نابودى همان پرداختن ما به اموال و به كار انداختن آنها و فرو گذاشتن جنگ و جهاد از سوى ما بوده است.