خدا آشكار و نهان است

14 حدیث
الإمامُ الكاظمُ عليه السلام:إنَّما تَكونُ الأشياءُ بإرادَتِهِ و مَشيئَتِهِ؛ مِن غَيرِ كلامٍ، و لا تَرَدُّدٍ في نَفَسٍ، و لا نُطقٍ بِلِسانٍ. ۱
امام كاظم عليه السلام:اشياء با اراده و خواست او پديد مى آيند، بى آن كه سخنى گفته شود و يا انديشه اى از خاطرى بگذرد و يا زبانى به سخن گويا شود.
۱.التوحيد: 100/8.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:الظّاهِرُ لا يُقالُ: «مِمَّ؟»، و الباطِنُ لا يُقالُ: «فيمَ؟». ۱
امام على عليه السلام:آشكار است، اما گفته نمى شود: «از چه چيز؟» و نهان است، ولى گفته نمى شود: «در چه چيز؟».
۱.نهج البلاغة: الخطبة 163.
عنه عليه السلام:و الظّاهِرُ فلا شَيءَ فَوقَهُ، و الباطِنُ فلا شَيءَ دُونَهُ. ۱
امام على عليه السلام:آشكار است و چيزى آشكارتر از او نيست. نهان است و چيزى نهانتر از او نيست.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 96.
عنه عليه السلام:و الظّاهِرُ لا بِرُؤيَةٍ، و الباطِنُ لا بِلَطافَةٍ. ۱
امام على عليه السلام:آشكار است نه با ديدن ظاهرى و نهان است نه به سبب لطافت (ريز بودن).
۱.نهج البلاغة: الخطبة 152.
عنه عليه السلام:الظّاهِرُ بِعَجائبِ تَدبيرِهِ لِلنّاظِرينَ، و الباطِنُ بِجَلالِ عِزَّتِهِ عَن فِكْرِ المُتَوَهِّمِينَ. ۱
امام على عليه السلام:به سبب شگفتيهاى آفرينشش، براى بينايان آشكار است و به سبب شكوه عزّتش از انديشه و اوهام انديشمندان و انديشه گران پنهان است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 213.
عنه عليه السلام:و الظّاهِرُ لِقُلوبِهِم بِحُجَّتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:به برهان خويش، در دلهاى آفريدگانش آشكار است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 108.
عنه عليه السلام:هُوَ الظّاهِرُ عَلَيها بِسُلطانِهِ و عَظَمَتِهِ، و هُوَ الباطِنُ لَها بِعِلمِهِ و مَعرِفَتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند به سبب سلطنت و قدرت و عظمتش، بر زمين تسلّط دارد و به سبب علم و آگاهيش، از اسرار درون آن آگاه است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 186.
عنه عليه السلام:و ظَهَرَ فبَطَنَ، و بَطَنَ فعَلَنَ. ۱
امام على عليه السلام:آشكار است و پنهان، و پنهان است و آشكار.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 195.
عنه عليه السلام:لا يُجِنُّهُ البُطونُ عَنِ الظُّهورِ، و لا يَقطَعُهُ الظُّهورُ عَنِ البُطونِ. ۱
امام على عليه السلام:نه نهان بودنش مانع آشكار بودن اوست و نه آشكار بودنش از نهان بودن او جلوگير است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 195.
عنه عليه السلام:الحَمدُ للّهِِ الّذي لَم تَسبِقْ لَهُ حالٌ حالاً، فيَكونَ أوّلاً قَبلَ أن يَكونَ آخِرا، و يَكونَ ظاهِرا قَبلَ أن يَكونَ باطِنا. و كُلُّ ظاهِرٍ غَيرَهُ باطِنٌ، و كُلُّ باطِنٍ غَيرَهُ غَيرُ ظاهِرٍ. ۱
امام على عليه السلام:سپاس و ستايش آن خدايى را سزد كه صفتى از او بر صفتى ديگر پيشى نگرفته است، تا اول بودنش مقدم بر آخر بودنش باشد و آشكار بودنش پيشتر از نهان بودنش. جز خداوند، هرچه آشكار باشد ديگر نهان نيست و هرچه نهان باشد ديگر آشكار نيست.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 65.
عنه عليه السلام:الظّاهِرُ عَلى كُلِّ شَيءٍ بِالقَهرِ لَهُ. ۱
امام على عليه السلام:با قهّاريّت خويش بر هر چيز، بر آن چيرگى دارد.
۱.. التوحيد: 33/1.
عنه عليه السلام:الّذي بَطَنَ مِن خَفِيّاتِ الاُمورِ، و ظَهَرَ في العُقولِ بِما يُرى في خَلقِهِ مِن عَلاماتِ التَّدبيرِ. ۱
امام على عليه السلام:خدايى كه بر نهانيهاى امور آگاه است و به سبب نشانه هاى تدبير كه در آفرينشش ديده مى شود، براى خردها آشكار است.
۱.التوحيد: 31/1.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام:أمّا الظّاهِرُ فَليسَ مِن أجلِ أنَّهُ عَلا الأشياءَ بِرُكوبٍ فَوقَها و قُعودٍ عَلَيها و تَسَنُّمٍ لِذُراها، و لكِنَّ ذلكَ لِقَهرِهِ و لِغَلَبَتِهِ الأشياءَ و قُدرَتِهِ عَلَيها، كقَولِ الرَّجُلِ: ظَهَرتُ عَلى أعدائي، و أظهَرَنِيَ اللّهُ عَلى خَصمي، يُخبِرُ عَنِ الفَلْجِ و الغَلَبَةِ، فهكَذا ظُهورُ اللّهِ عَلَى الأشياءِ. و وَجهٌ آخَرُ أنَّهُ الظّاهِرُ لِمَن أرادَهُ و لا يَخفى عَلَيهِ شَيءٌ، و أنَّهُ مُدَبِّرٌ لِكُلِّ ما بَرَأ، فأيُّ ظاهِرٍ أظهَرُ و أوضَحُ مِنَ اللّهِ تَبارَكَ و تَعالى؟! لأنَّكَ لا تَعدِمُ صَنعَتَهُ حَيثُما تَوجَّهتَ و فيكَ مِن آثارِهِ ما يُغنيكَ، و الظّاهِرُ مِنّا البارِزُ بِنَفسِهِ، و المَعلومُ بِحَدِّهِ، فقَد جَمَعَنا الاسمُ، و لَم يَجمَعنا

امام رضا عليه السلام:ظاهر بودن (چيرگى او) به اين معنا نيست كه بر فراز اشياء سوار شده و روى آنها نشسته و بر ستيغ آنها گام نهاده باشد، بلكه به سبب قهر و چيرگى و قدرت او بر اشياء است. مثل اين سخن كه كسى [عرب زبان] گويد: بر دشمنانم ظهور يافتم و خداوند مرا بر خصمم ظهور داد. او از پيروزى و چيره آمدن [بر دشمن و خصم]خبر مى دهد. ظهور خدا بر اشياء نيز چنين است (به معناى قهر و غلبه و چيرگى و تسلط بر آنها مى باشد). معناى ديگر ظاهر بودن خدا اين است كه او براى هر كه طالبش باشد آشكار است؛ و [معناى ديگرش اين است كه]چيزى بر او پوشيده نيست؛ و [معناى ديگرش اين است كه] او هر چه را آفريده است، تدبير و اداره مى كند. پس، كدام آشكار است كه آشكارتر و پيداتر از خداوند تبارك و تعالى باشد؛ چرا كه تو هر جا رو كنى آثار

۱.الكافي: 1/122/2.
عنه عليه السلام:ظاهِرٌ لا بِتأويلِ المُباشَرَةِ، مُتَجَلٍّ لا بِاستِهلالِ رُؤيَةٍ، باطِنٌ لا بِمُزايَلَةٍ. ۱
امام رضا عليه السلام:آشكار است، اما نه به واسطه حواسّ و تماس حسّى؛ پيداست اما نه پيدايى ناشى از ديدن با چشم؛ نهان است اما نه به سبب دور بودن.
۱.التوحيد: 37/2.