حقّ شناخت خدا
5 حدیث
الإمامُ الكاظمُ عليه السلامـ لَمّا سُئلَ عَن أدنَى المَعرِفةِ ـ: الإقرارُ بأنَّهُ لا إلهَ غَيرُهُ، و لا شِبهَ لَهُ و لا نَظيرَ و أنَّهُ قَديمٌ، مُثبَتٌ، مَوجودٌ، غَيرُ فَقيدٍ، و أنَّهُ لَيسَ كَمِثلِه شَيءٌ. ۱
امام كاظم عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از كمترين مرتبه شناخت ـفرمود: اقرار به اين كه خدايى جز او نيست و مانند و همتا ندارد و قديم است، [وجودش] ثابت و قطعى است، موجود (معلوم) است و مفقود نيست و هيچ چيزى مانند او نباشد.
۱.الكافي: 1/86/1.
عنه عليه السلامـ لَمّا سُئلَ عَمّا لا تُجزِئُ مَعرِفةُ الخالِقِ بِدونِهِ، فَكَتَبَ ـ: لَيسَ كَمِثلِهِ شَيءٌ و لَم يَزَلْ سَميعا و عَليما و بَصيرا، و هُوَ الفَعّالُ لِما يُريدُ. ۱
امام كاظم عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از معرفتى كه به كمتر از آن شناخت آفريدگار حاصل نشود ـفرمود: [اين كه بدانى]چيزى مانند او نيست، و هميشه شنوا و دانا و بينا بوده است و هر كارى كه بخواهد، مى كند.
۱.التوحيد: 284/4.
مشكاة الأنوار:جاءَ أعرابِيٌّ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، عَلِّمْني مِن غَرائبِ العِلمِ.
قالَ: ما صَنَعتَ في رَأسِ العِلمِ حتّى تَسألَ عَن غَرائبِهِ؟!
قالَ الأعرابِيُّ: و ما رَأسُ العِلمِ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: مَعرِفةُ اللّهِ حَقَّ مَعرِفَتِهِ، فقالَ الأعرابِيُّ: ما مَعرِفةُ اللّهِ حَقَّ مَعرِفتِهِ؟ قالَ: أن تَعرِفَهُ بِلا مِثلٍ و لا شِبهٍ و لا نِدٍّ، و أنَّهُ واحِدٌ أحَدٌ، ظاهِرٌ باطِنٌ، أوَّلٌ آخِرٌ، لا كُفوَ لَهُ و لا نَظيرَ لَهُ، فذلكَ حَقُّ مَعرِفتِهِ. ۱
مشكاة الأنوار:عربى باديه نشين نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! از شگفتيهاى دانش مرا چيزى بياموز.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: با اصل دانش چه كرده اى كه از شگفتيهاى آن مى پرسى؟
باديه نشين پرسيد: اصل دانش چيست اى رسول خدا؟ فرمود: خدا را آن گونه كه سزاست شناختن. عرض كرد: شناخت خدا آن گونه كه سزاست چگونه است؟ فرمود: اين كه او را بى مثل و مانند و شبيه بدانى و اين كه او يگانه و يكتا و پيدا و ناپيدا و اوّل و آخر [عالم هستى]است و همتا و همسانى ندارد. اين است حقّ شناخت او.
۱.مشكاة الأنوار: 10.
الإمامُ الحسينُ عليه السلام:جاءَ رَجُلٌ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله و قالَ: ما رأسُ العِلمِ؟، قالَ: مَعرِفةُ اللّهِ حَقَّ مَعرِفتِهِ.
قالَ: و ما حَقُّ مَعرِفَتِهِ؟ قالَ: أن تَعرِفَهُ بِلا مِثالٍ و لا شَبيهٍ، و تَعرِفَهُ إلها واحِدا خالِقا قادِرا، أوَّلاً و آخِرا، ظاهِرا و باطِنا، لا كُفوَ لَهُ، و لا مِثلَ لَهُ، و ذلكَ مَعرِفةُ اللّهِ حَقَّ مَعرِفتِهِ. ۱
امام حسين عليه السلام:مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: رأس دانش چيست؟ حضرت فرمود: خداشناسى، آن گونه كه سزاوار شناخت است. عرض كرد: شناخت سزاوار او چيست؟ فرمود: اين كه او را بى مِثل و مانند دانى؛ او را معبودى يكتا و آفريننده و توانا و اوّل و آخر و آشكار و نهان دانى كه نه همتايى دارد و نه همسانى. اين است حقّ خداشناسى.
۱.جامع الأخبار: 36/17.
الإمامُ زينَ العابدينُ عليه السلامـ لَمّا سُئلَ عَنِ التَّوحيدِ ـ: إنَّ اللّهَ عَزَّ و جلَّ عَلِمَ أنَّهُ يَكونُ في آخِرِ الزَّمانِ أقوامٌ مُتَعَمِّقونَ فأنزَلَ اللّهُ عَزَّ و جلَّ «قُلْ هُوَ اللّهُ أحَدٌ * اللّهُ الصَّمَدُ» و الآياتِ مِن سُورَةِ الحَديدِ إلى قَولِهِ: «و هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ» ، فَمَن رامَ ما وَراءَ هُنالِكَ هَلَكَ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در پاسخ به پرسش از توحيد ـفرمود: خداوند عزّ و جلّ مى دانست كه در آخر الزمان مردمانى ژرف انديش خواهند آمد. از اين رو «قل هو اللّه احد. اللّه الصمد» و آيات [ابتداى]سوره حديد تا آيه «و هو عليم بذات الصدور» را نازل فرمود. پس، هر كه در جستجوى فراتر از اينها برآيد نابود شود.
۱.التوحيد: 283/2.