حدیث دربارهكسى كه خردمند به شمار نمى آيد

الإمامُ عليٌّ عليه السلام:اُفٍّ لَكُم! لَقَد سَئمتُ عِتابَكُم! أ رَضِيتُم بِالحَياةِ الدّنيا مِنَ الآخِرَةِ عِوَضا؟! و بِالذُّلِّ مِنَ العِزِّ خَلَفا؟! إذا دَعوتُكُم إلى جِهادِ عَدُوِّكُم دارَت أعيُنُكُم، كَأنَّكُم مِنَ المَوتِ في غَمرَةٍ، و مِنَ الذُّهولِ في سَكرَةٍ، يُرتَجُ عَلَيكُم حِواري فتَعمَهونَ، و كأنَّ قُلوبَكُم مَألوسَةٌ فأنتُم لا تَعقِلونَ! ۱
امام على عليه السلام:اُف بر شما! خسته شدم بس كه سرزنشتان كردم! آيا به جاى آخرت، به زندگى دنيا دل خوش كرده ايد؟ و به جاى عزّت، به خوارى تن داده ايد؟ هر گاه شما را به پيكار با دشمنتان فرا مى خوانم چشمانتان چنان [در كاسه] مى گردد كه گويى در چنگال مرگ گرفتار آمده ايد و در مستىِ گيجى و غفلت به سر مى بريد. باب گفتگوى من با شما بسته شده و شما سرگردانيد، گويى دلهايتان آميخته به جنون شده و از اين رو تعقّل نمى ورزيد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 34. و إليك تفسير بعض ما ورد من غريب الألفاظ في هذا المقطع من الخطبة: دوران الأعين: اضطرابها من الجزع، غمرة الموت: الشدّة التي ينتهي إليها المحتضر، يُرتَج بمعنى يُغلق، الحوار: المخاطبة و مراجعة الكلام، تعمهون: تتحيّرون، المألوسة: المخلوطة بمسّ الجنون (تعليقة صبحي الصالح على نهج البلاغة).
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +1 مورد دیگر

احادیث دیگر این موضوع

۲