حدیث دربارهخدا سخنگوست

عنه عليه السلام:ما بَرِحَ للّهِِ ـ عَزَّتْ آلاؤهُ ـ في البُرهَةِ بَعدَ البُرهَةِ، و في أزمانِ الفَتَراتِ، عِبادٌ ناجاهُم في فِكرِهِم، و كلَّمَهُم في ذاتِ عُقولِهِم. ۱
امام على عليه السلام:خداوند ـ كه نعمتها و بخششهايش عزيز و ارجمند باد ـ در هر برهه و در هر دوره اى از فترت [فاصله ميان ظهور دو پيامبر] همواره بندگانى داشته است كه در انديشه هايشان با آنان نجوا مى كرده و در اندرون خردهايشان با آنها سخن مى گفته است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 222.

احادیث دیگر این موضوع

۴
امام رضا عليه السلامـ در پاسخ به اين سؤال مأمون كه پرسيد: اگر پيامبران معصومند، چگونه رواست كه كليم اللّه نداند خداوند متعال ديدنى نيست و از او چنين خواهشى كند؟ ـفرمود: كليم اللّه، موسى بن عمران عليه السلام مى دانست كه خداوند برتر از آن است كه به چشم ديده شود، اما هنگامى كه خداى عزّ و جلّ با او به نجوا سخن گفت و مقرّبش داشت نزد قوم خود برگشت و به آنها اطلاع داد كه خداوند عزّ و جلّ با او سخن گفته و مقرّبش داشته و با وى به نجوا پرداخته است. قومش گفتند: هرگز سخنت را باور نمى كنيم، مگر اين كه ما نيز همانند تو سخن خدا را بشنويم. پس، موسى آنها را به سوى كوه سينا برد و در دامنه كوه نگهشان داشت و خود بالاى كوه رفت و از خداوند تبارك و تعالى خواست با وى سخن گويد و گفتارش را به گوش آن مردم برساند. پس، خداى بلندْ نام، با موسى عليه السلام سخن گفت مردم از بالا و پايين و راست و چپ و پشت سر و پيش رو [از شش جهت] سخن او را شنيدند؛ زيرا كه خداوند عزّ و جلّ گفتار خود را در درخت پديد آورد و سپس از آن در اطراف پراكنده ساخت، به طورى كه آن را از همه طرف شنيدند. در اين باره رجوع كنيد به (الميزان في تفسير القرآن: 14 / 247)، گفتارى در معناى حدوث و قدم كلام.