حدیث دربارهخدا سخنگوست
عنه عليه السلام:يُخبِرُ لا بِلِسانٍ و لَهَواتٍ، و يَسمَعُ لا بِخُروقٍ و أدَواتٍ، يَقولُ و لا يَلفِظُ، و يَحفَظُ و لا يَتَحَفَّظُ. يَقولُ لِمَن أرادَ كَونَهُ: «كُنْ» فيَكونُ، لا بِصَوتٍ يُقرَعُ، و لا بِنِداءٍ يُسمَعُ، و إنَّما كَلامُه سُبحانَهُ فِعلٌ مِنهُ، أنشَأهُ و مَثَّلَهُ، لَم يَكُنْ مِن قَبلِ ذلكَ كائنا، و لَو كانَ قَديما لَكانَ إلها ثانِيا. ۱
امام على عليه السلام:خبر مى دهد، اما نه به وسيله زبان و زبانچه ها و مى شنود اما نه با سوراخهاى گوش و ابزارهاى شنيدن؛ سخن مى گويد اما نه با تلفظ كردن و از بَر مى كند اما نه با حافظه. به هر چه اراده كند كه هستى يابد، مى گويد: «باش» و او هستى مى يابد، اما اين گفتن او نه با صدايى است كه پرده گوش را بكوبد و نه با آوازى است كه شنيده شود، بلكه گفتار خداوند سبحان فعل اوست كه آن را ايجاد كرده و تجسّم مى بخشد و پيشتر وجود نداشته است؛ زيرا اگر [فعل او نيز] قديم مى بود آن خداى دومين بود.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 186.