حدیث دربارهخدا سخنگوست

عنه عليه السلام:يُخبِرُ لا بِلِسانٍ و لَهَواتٍ، و يَسمَعُ لا بِخُروقٍ و أدَواتٍ، يَقولُ و لا يَلفِظُ، و يَحفَظُ و لا يَتَحَفَّظُ. يَقولُ لِمَن أرادَ كَونَهُ: «كُنْ» فيَكونُ، لا بِصَوتٍ يُقرَعُ، و لا بِنِداءٍ يُسمَعُ، و إنَّما كَلامُه سُبحانَهُ فِعلٌ مِنهُ، أنشَأهُ و مَثَّلَهُ، لَم يَكُنْ مِن قَبلِ ذلكَ كائنا، و لَو كانَ قَديما لَكانَ إلها ثانِيا. ۱
امام على عليه السلام:خبر مى دهد، اما نه به وسيله زبان و زبانچه ها و مى شنود اما نه با سوراخهاى گوش و ابزارهاى شنيدن؛ سخن مى گويد اما نه با تلفظ كردن و از بَر مى كند اما نه با حافظه. به هر چه اراده كند كه هستى يابد، مى گويد: «باش» و او هستى مى يابد، اما اين گفتن او نه با صدايى است كه پرده گوش را بكوبد و نه با آوازى است كه شنيده شود، بلكه گفتار خداوند سبحان فعل اوست كه آن را ايجاد كرده و تجسّم مى بخشد و پيشتر وجود نداشته است؛ زيرا اگر [فعل او نيز] قديم مى بود آن خداى دومين بود.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 186.

احادیث دیگر این موضوع

۴
امام رضا عليه السلامـ در پاسخ به اين سؤال مأمون كه پرسيد: اگر پيامبران معصومند، چگونه رواست كه كليم اللّه نداند خداوند متعال ديدنى نيست و از او چنين خواهشى كند؟ ـفرمود: كليم اللّه، موسى بن عمران عليه السلام مى دانست كه خداوند برتر از آن است كه به چشم ديده شود، اما هنگامى كه خداى عزّ و جلّ با او به نجوا سخن گفت و مقرّبش داشت نزد قوم خود برگشت و به آنها اطلاع داد كه خداوند عزّ و جلّ با او سخن گفته و مقرّبش داشته و با وى به نجوا پرداخته است. قومش گفتند: هرگز سخنت را باور نمى كنيم، مگر اين كه ما نيز همانند تو سخن خدا را بشنويم. پس، موسى آنها را به سوى كوه سينا برد و در دامنه كوه نگهشان داشت و خود بالاى كوه رفت و از خداوند تبارك و تعالى خواست با وى سخن گويد و گفتارش را به گوش آن مردم برساند. پس، خداى بلندْ نام، با موسى عليه السلام سخن گفت مردم از بالا و پايين و راست و چپ و پشت سر و پيش رو [از شش جهت] سخن او را شنيدند؛ زيرا كه خداوند عزّ و جلّ گفتار خود را در درخت پديد آورد و سپس از آن در اطراف پراكنده ساخت، به طورى كه آن را از همه طرف شنيدند. در اين باره رجوع كنيد به (الميزان في تفسير القرآن: 14 / 247)، گفتارى در معناى حدوث و قدم كلام.