حدیث دربارهفلسفه ضرورت ايمان به خدا
الإمامُ الرِّضا عليه السلامـ في عِلّةِ وُجوبِ الإيمانِ بِاللّهِ و بِرُسُلِهِ و بِما جاءَ مِن عِندِ اللّهِ ـ: لِعِلَلٍ كَثيرَةٍ، مِنها: أنَّ مَن لَم يُقِرَّ بِاللّهِ عَزَّ و جلَّ، و لَم يَجتَنِب مَعاصِيَهُ، و لَم يَنتَهِ عَنِ ارتِكابِ الكَبائرِ، و لَم يُراقِبْ أحَدا فيما يَشتَهي و يَستَلِذُّ عَنِ الفَسادِ و الظُّلمِ و إذا فَعَلَ النّاسُ هذِهِ الأشياءَ و ارتَكَبَ كُلُّ إنسانٍ ما يَشتَهي و يَهواهُ مِن غَيرِ مُراقَبَةٍ لأحَدٍ كانَ في ذلكَ فَسادُ الخَلقِ أجمَعينَ و وُثوبُ بَعضِهِم عَلى بَعضٍ فغَصَبوا الفُروجَ و الأموالَ. و مِنها: أنّا وَجَدنا الخَلقَ قَد يَفسُدونَ بِاُمورٍ باطِنَةٍ مَستورَةٍ عَنِ الخَلقِ، فلَولا الإقرارُ بِاللّهِ و خَشيَتُهُ بالغَيبِ لَم يَكُنْ أحَدٌ إذا خَلا بِشَهوَتِهِ و إرادَتِهِ يُراقِبُ أحَدا في تَركِ مَعصِيَةٍ. ۱
امام رضا عليه السلامـ در بيان علت وجوب ايمان به خدا و فرستادگان او و آنچه از نزد خدا آمده است ـفرمود: اين ايمان به دلايل فراوانى ضرورت دارد؛ از جمله اين كه اگر كسى به وجود خداوند عزّ و جلّ اعتراف نمى كرد و از معاصى او دورى نمى ورزيد و از ارتكاب گناهان بزرگ باز نمى ايستاد و در پيروى از خواهشهاى نفسانى و لذّت بردن از فساد و ظلم و حق كشى از كسى نمى ترسيد، و هرگاه مردم دست به اين كارها مى زدند و هر كس بدون ترس و پروا از كسى به دنبال خواستها و هوسهاى خود مى رفت، بى گمان مردم همه به فساد و تبهكارى كشيده مى شدند و به جان يكديگر مى افتادند و به ناموس و اموال هم تجاوز مى كردند. يكى ديگر از دلايل آن اين است كه ما مى بينيم مردم در نهان و به دور از چشم مردم دست به فساد و خلاف مى زنند. اگر اقرار [و ايمان] به وجود خدا و ترس از غيب دانى او نبود، هيچ كس، هرگاه در خلوت، با خواهش و خواسته اى نفسانى روبه رو مى شد، در ترك معصيت از كسى نمى ترسيد.
۱.عيون أخبار الرضا: 2/99/1.