حدیث دربارهشگفت ترين شگفتها

الخرائج و الجرائح عن المِنهـالِ بـنِ عَمـرو:أنـا و اللّهِ رَأيـتُ رأسَ الحُسَينِ عليه السلام حينَ حُمِلَ، وَ أنا بِدِمَشقَ، وَ بينَ يَدَيهِ رَجُلٌ يَقرَأ «الكَهفَ» حتّى بَلَغَ قَولَهُ: «أمْ حَسِبتَ أنَّ أصحابَ الكَهفِ و الرَّقيمِ كانوا مِن آياتِنا عَجَبا» ۱، فأنطَقَ اللّهُ الرّأسَ بِلِسانٍ ذَرِبٍ ذَلقٍ فقالَ: أعجَبُ مِن أصحابِ الكَهفِ قَتلي و حَملي! ۲
الخرائج و الجرائحـ به نقل از منهال بن عمرو ـ: به خدا سوگند كه من در دمشق بودم و سر حسين عليه السلام را ديدم كه حمل مى شد و پيشاپيش آن مردى سوره كهف را مى خواند و چون به اين آيه رسيد: «آيا پنداشتى كه اصحاب كهف و رقيم ۳ از نشانه هاى شگفت آور ما بوده اند؟»، خداوند عزّ و جلّ آن سر [شريف] را گويا كرد و آن سر با زبانى تند و رسا فرمود: شگفت تر از اصحاب كهف، كشتن من و حمل من است!
۱.الكهف: 9.
۲.الخرائج و الجرائح: 2/577/1.
۳.رقيم: نام جائى است كه اصحاب كهف در آن مى زيستند ر. ك: فرهنگ لاروس: 1 / 1087.

احادیث دیگر این موضوع

۸