خرد انسان در دوره هاى مختلف زندگيش
10 حدیث
عنه عليه السلام:مَن عَشِقَ شَيئا أعشى بَصَرَهُ و أمرَضَ قَلبَهُ، فهُوَ يَنظُرُ بِعَينٍ غَيرِ صَحيحَةٍ، و يَسمَعُ بِاُذُنٍ غَيرِ سَميعَةٍ، قَد خَرَقَتِ الشَّهَواتُ عَقلَهُ، و أماتَتِ الدّنيا قَلبَهُ. ۱
امام على عليه السلام:عشق به هر چيز چشم عاشق را كور و دلش را بيمار گرداند. پس، چنين كسى با ديده اى ناسالم مى نگرد و با گوشى ناشنوا مى شنود. شهوتها خردش را از هم گسيخته و دنيا دلش را ميرانده است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 109.
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِه لِشُرَيحِ بنِ الحارِثِ قاضيهِ لَمّا بَلَغَهُ أنَّهُ ابتاعَ دارا بِثَمانينَ دِينارا ـ: شَهِدَ عَلى ذلكَ العَقلُ إذا خَرَجَ مِن أسرِ الهَوى، و سَلِمَ مِن عَلائقِ الدّنيا. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه اش به قاضيش شريح بن حارث آن گاه كه شنيد خانه اى را به هشتاد دينار خريده است ـنوشت: گواهى دهد بر اين [قباله] خردى كه از اسارت هوس به در آمده و از وابستگيهاى دنيا رهيده است.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 3.
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:لا عَقلَ كَمُخالَفَةِ الهَوى. ۱
امام باقر عليه السلام:خردى چون مخالفت با هواى نفْس نيست.
۱.تحف العقول: 286.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:الهَوى يَقظانٌ و العَقلُ نائمٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:هواى نفس، بيدار است و خرد خفته.
۱.الدرّة الباهرة: 31.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لا يَزالُ العَقلُ و الحُمقُ يَتَغالَبانِ عَلَى الرَّجُلِ إلى ثَمانِيَ عَشَرَةَ سَنَةً، فإذا بَلَغَها غَلَبَ عَلَيهِ أكثَرُهُما فيهِ. ۱
امام على عليه السلام:خرد و بى خردى در راه چيره آمدن بر مرد، تا هيجده سال با يكديگر مى ستيزند. پس، چون به هيجده سالگى رسيد آن يك كه در وجود او بيشتر باشد، بر وى چيره مى گردد.
۱.كنز الفوائد: 1/200.
عنه عليه السلام:يُرخَى الصَّبِيُّ سَبعا، و يُؤَدَّبُ سَبعا، و يُستَخدَمُ سَبعا، و يَنتَهي طُولُهُ في ثَلاثٍ و عِشرينَ، و عَقلُهُ في خَمسَةٍ و ثَلاثينَ، و ما كانَ بَعدَ ذلكَ فَبِالتَّجارِبِ. ۱
امام على عليه السلام:كودك بايد تا هفت سالگى، به حال خود رها شود. از آن پس تا هفت سال بايد به تربيت او پرداخت و سپس تا هفت سال به كار و خدمت گرفته شود. قد كشيدنش در بيست و سه سالگى به پايان مى رسد و رشد عقلى او در سى و پنج سالگى و از آن به بعد با تجربه ها بر عقل او افزوده مى شود.
۱.بحار الأنوار: 104/96/46.
امام على عليه السلام:كودك در هفت سالگى، دندان شيرى مى اندازد. در چهارده سالگى محتلم مى شود. در بيست و چهار سالگى قد كشيدنش متوقف مى شود و در بيست و هشت سالگى عقلش كامل مى شود و از آن پس هر چه اضافه شود، به واسطه تجربه هاست.
عنه عليه السلام:إذا شابَ العاقِلُ شَبَّ عَقلُهُ، إذا شابَ الجاهِلُ شَبَّ جَهلُهُ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند وقتى پير شود، خردش جوان گردد و نادان چون پير شود، نادانيش جوان گردد.
۱.غرر الحكم: 4169، 4170.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:يَزيدُ عَقلُ الرَّجُلِ بَعدَ الأربَعينَ إلى خَمسينَ و سِتّينَ، ثُمَّ يَنقُصُ عَقلُهُ بَعدَ ذلكَ. ۱
امام صادق عليه السلام:عقل مرد، بعد از چهل سالگى تا پنجاه شصت سالگى زياد مى شود و از آن پس رو به كاهش مى نهد.
۱.الاختصاص: 244.
عنه عليه السلام:يَثغَرُ الغُلامُ لِسَبعِ سِنينَ، و يُؤمَرُ بِالصَّلاةِ لِتِسعٍ، و يُفَرَّقُ بَينَهُم في المَضاجِعِ لِعَشرٍ، و يَحتَلِمُ لِأربَعَ عَشَرَةَ سَنَةً، و مُنتَهى طولِه لاِثنَتَينِ و عِشرينَ سَنَةً، و مُنتَهى عَقلِهِ لِثَمانٍ و عِشرينَ سَنَةً إلاّ التَّجارِبَ. ۱
امام صادق عليه السلام:كودك در هفت سالگى، دندان شيرى مى اندازد. در نُه سالگى بايد او را به نماز خواندن وا داشت و در ده سالگى بسترهايشان را از هم جدا كرد و در چهارده سالگى محتلم مى شود و در بيست و دو سالگى قد كشيدنش متوقّف مى شود و در بيست و هشت سالگى رشد عقليش به پايان مى رسد، به جز تجربه ها.
۱.الكافي: 6/46/1 و فيه «لاثنتي» بدل «لاثنتين».