شكيبايى و رسيدن به مقامات بلند

10 حدیث
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:لا يَنبَغي. لِمَن لَم يَكُن صَبورا أن يُعَدَّ كامِلاً. ۱
امام صادق عليه السلام:نسزد. كسى كه شكيبا نيست كامل شمرده شود.
۱.تحف العقول: 364.
عنه عليه السلام:لَم يُستَزَدْ في مَحبوبٍ بمِثلِ الشُّكرِ، و لَم يُستَنقَصْ مِن مَكروهٍ بِمِثلِ الصَّبرِ. ۱
امام صادق عليه السلام:چيزى چون شُكر، بر امورِ خوشايند نيفزايد و چيزى چون صبر از امورِ ناخوشايند نكاهد.
۱.تحف العقول: 363.
عنه عليه السلام:المؤمنُ يُطبَعُ عَلَى الصَّبرِ عَلَى النَّوائبِ. ۱
امام صادق عليه السلام:مؤمن بر صبر در برابر سختيها سرشته شده است.
۱.مشكاة الأنوار: 59/72.
عنه عليه السلام:إنّ اللّهَ عَزَّ و جلَّ أنعَمَ على قَومٍ فلَم يَشكُرُوا فَصارَت علَيهِم وَبالاً، و ابتَلى قَوما بِالمَصائبِ فَصَبَرُوا فَصارَت علَيهِم نِعمَةً. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند عزّ و جلّ به مردمى نعمت داد و آنها سپاسگزارى نكردند و بدين سبب آن نعمت بر آنان وبال شد، و مردمى را به مصيبتها مبتلا كرد و آنها صبر كردند و در نتيجه، آن مصيبتها به نعمت تبديل شد.
۱.الكافي: 2/92/18.
الإمامُ الجوادُ عليه السلام:الصَّبرُ عَلَى المُصيبَةِ، مُصيبَةٌ عَلَى الشامِتِ بها. ۱
امام جواد عليه السلام:صبر كردن بر مصيبت، مصيبتى است براى آن كه از گرفتارى مصيبت ديده شاد مى شود.
۱.كشف الغمّة: 3/139.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:بالصَّبرِ تُدرَكُ الرَّغائبُ. ۱
امام على عليه السلام:با شكيبايى خواسته ها دست يافتنى مى شوند.
۱.غرر الحكم: 4227.
عنه عليه السلام:بالصَّبرِ تُدرَكُ مَعالِي الاُمُورِ. ۱
امام على عليه السلام:با شكيبايى است، كه مقامات بلند فراچنگ آيند.
۱.. غرر الحكم: 4276.
عنه عليه السلام:مَن صَبَرَ عَلَى اللّهِ وَصَلَ إلَيهِ. ۱
امام على عليه السلام:هركه براى [وصال به] خدا شكيبايى ورزد، به او مى رسد.
۱.بحار الأنوار: 71/95/60.
عنه عليه السلامـ مِن خُطبَتِهِ الشِّقْشِقِيَّةِ ـ: و طَفِقتُ أرتَئي بَينَ أن أصُولَ بِيَدٍ جَذّاءَ، أو أصبِرَ على طَخْيَةٍ (ظُلمَةٍ) عَمياءَ. فَرَأيتُ أنَّْ الصَّبرَ على هاتا أحجى، فَصَبَرتُ و في العَينِ قَذىً، و في الحَلقِ شَجا. فَصَبَرتُ على طُولِ المُدَّةِ، و شِدَّةِ المِحنَةِ. ۱
امام على عليه السلامـ در خطبه شقشقيه ـفرمود: و با خود انديشيدم كه آيا با دست تنها حمله كنم يا آن كه بر شرّ اين تيرگى شكيبا باشم. ديدم كه شكيبايى در اين جا خردمندانه تر است. پس، صبورى كردم در حالى كه گويا در چشمانم خاشاك و در گلويم استخوانى است. و بر اين مدت دراز و اين محنت سخت صبر كردم.
۱.. نهج البلاغة: الخطبة 3.
عنه عليه السلامـ في التَّظَلُّمِ مِن قُرَيشٍ ـ: ألا إنَّ فِي الحَقِّ أن تَأخُذَهُ، و فِي الحقِّ أن تُمنَعَهُ، فَاصبِرْ مَغموما، أو مُتْ مُتَأسِّفا. فَأغضَيتُ عَلَى القَذى، و جَرَعْتُ رِيقي عَلَى الشَّجا، و صَبَرتُ مِن كَظمِ الغَيظِ على أمَرَّ مِنَ العَلقَمِ، و آلَمَ لِلقَلبِ مِن وَخزِ الشِّفارِ. ۱
امام على عليه السلامـ در شكايت از قريش ـفرمود: [و قريش به من گفتند:] بدان كه گاه حق را مى گيرى و گاهى هم از آن محروم مى شوى. پس يا غمگنانه شكيبا باش و يا از اندوه بمير. من هم چشمِ خاشاك گرفته را بر هم نهادم و آب دهانم را همچون كسى كه استخوان در گلويش گير كرده باشد، فرو بردم و با فرو خوردن خشم، صبر كردم؛ صبرى كه از حنظل تلخ تر و براى دل، از تيزى شمشير برّان، درد آورتر بود.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 217.