حدیث دربارهموجبات گمراهى
عنه عليه السلامـ مِن كتابهِ إلى معاويةَ ـ: أمّا بعدُ فقد أتَتنِي مِنكَ مَوعِظَةٌ مُوَصَّلَةٌ، و رسالَةٌ مُحَبَّرةٌ، نَمَّقتَها بضَلالِكَ، و أمضَيتَها بِسُوءِ رَأيِكَ، و كتابُ امرِئٍ ليسَ لَهُ بَصَرٌ يِهدِيهِ، و لا قائدٌ يُرشِدُهُ، قد دَعاهُ الهَوى فَأجابَهُ، و قادَهُ الضَّلالُ فَاتَّبَعَهُ، فَهَجَرَ لاغِطا، و ضَلَّ خابِطا. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه خود به معاويه ـنوشت: اما بعد، اندرزنامه اى وصله پينه شده، و نامه اى مطنطن از تو به من رسيد؛ نامه اى كه با گمراهى خود آن را آراسته اى و از روى بد سگالى براى من فرستاده اى. اين نامه مردى است كه نه ديده اى دارد كه راه را نشانش دهد و نه رهبرى دارد كه راهنماييش كند؛ بلكه هواى نفْس او را فرا خوانده و او به دعوت آن پاسخ مثبت داده و گمراهى، زمامش را برگرفته و او در پى آن روان شده است و از اين رو سخنان ياوه مى بافد و گمراه و خطاكار است.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 7.