حدیث دربارهانتساب به تشيّع
الإمامُ الكاظمُ عليه السلامـ لمّا قيلَ لَهُ مَرَرنا بِرَجُل فِي السُّوقِ وَ هُوَ يُنادي: أنا مِن شيعَةِ مُحمّدٍ و آلِ مُحمّدٍ الخُلّصِ، وَ هُوَ يُنادي على ثِيابٍ يَبيعُها عَلى مَن يَزيدُ ـ: ما جَهِلَ و لا ضاعَ امرُؤٌ عَرَفَ قَدرَ نَفسِهِ، أ تَدرونَ ما مَثَلُ هذا؟ (مَثَلُ) هذا كَمَن قالَ: أنا مِثلُ سَلمانَ و أبي ذَرٍّ و المِقدادِ و عَمّارٍ، وَ هُو مَعَ ذلكَ يُباخِسُ في بَيعِهِ، و يُدلِّسُ عُيوبَ المَبيعِ عَلى مُشتَريهِ، وَ يَشتَري الشَّيءَ بِثَمَنٍ فيُزايدُ الغَريبَ يَطلُبهُ فيُوجِبُ لَهُ، ثُمّ إذا غابَ المُشتَري قالَ: لا اُريدُهُ إلا بِكَذا، بِدُونِ ما كانَ يَطلُبُهُ مِنهُ، أ يَكونُ هذا كَسَلمانَ و أبي ذَرٍّ و المِقدادِ و عَمّارٍ؟! حاشَ للّهِ أن يَكونَ هذا كَهُم و لكِن لا نَمنَعُهُ مِن أن يَقولَ: أنا مِن مُحِبّي مُحمّدٍ و آل مُحمّدٍ، و مِن مُوالي أولِيائهِم و مُعادي أعدائهِم. ۱
امام كاظم عليه السلامـ وقتى به ايشان گفته شد: در بازار بر مردى گذشتيم كه داد مى زد: من از شيعيان خالص محمّد و آل محمّدم. و جامه هايى را به مزايده گذاشته بود و جار مى زد: كيست كه به قيمت بالاتر بخرد؟ ـفرمود: كسى كه قدر خود را بشناسد، در ورطه جهل و تباهى نيفتد. آيا مى دانيد چنين كسى به چه مى ماند؟ او همانند كسى است كه بگويد: «من مانند سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار هستم» و با اين حال كم فروشى مى كند، و عيبهاى كالايش را از مشترى مخفى نگه مى دارد، و جنسى را [به قيمتى ارزان] مى خرد و آن را به غريبه اى كه طالب آن جنس است، به قيمت گران مى فروشد، و وقتى مشترى رفت، مى گويد: من آن جنس را به كمتر از قيمتى هم كه او مى خواست مى دادم. آيا چنين كسى مانند سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار است؟ حاشا كه اين شخص همانند آنان باشد. اما [با اين حال] ما او را منع نمى كنيم از اين كه بگويد: «من از دوستداران محمّد و آل محمّد هستم، و از دوستانِ دوستان آنان و دشمنِ دشمنانشان مى باشم».
۱.التفسير المنسوب إلى الإمام العسكريّ عليه السلام: 312/158.