خشنودى خدا و خشنودى به قضا

7 حدیث
عنه عليه السلام:إنّ اللّهَ تباركَ و تعالى أخفى أربَعةً في أربَعةٍ: أخفى رِضاهُ في طاعَتِهِ فلا تَستَصغِرَنَّ شيئا مِن طاعَتِهِ فرُبّما وافَقَ رِضاهُ و أنتَ لا تَعلَمُ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند تبارك و تعالى چهار چيز را در دل چهار چيز نهفته است:. خشنودى خود را در طاعتش نهفته است؛ پس هيچ طاعتى از او را خُرد مشمار؛ زيرا، بسا كه آن طاعت با خشنودى خدا همراه باشد و تو بى خبر باشى.
۱.الخصال: 209/31.
عنه عليه السلام:اِعلَمُوا أنَّهُ لَن يَرضى عَنكُم بِشيءٍ سَخِطَهُ على مَن كانَ قَبلَكُم، و لَن يَسخَطَ علَيكُم بِشَيءٍ رَضِيَهُ مِمَّن كانَ قَبلَكُم. ۱
امام على عليه السلام:بدانيد كه خداوند هرگز از شما خشنود نخواهد شد، كه به خاطر آن بر پيشينيانتان خشم گرفته و هرگز از شما ناخشنود نخواهد شد، كه به آن جهت از پيشينيانتان خشنود شده است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 183.
عنه عليه السلام:أوصاكُم بالتَّقوى، و جَعَلَها مُنتَهى رِضاهُ و حاجَتَهُ مِن خَلقِهِ. ۱
امام على عليه السلام:شما را به پرهيزگارى سفارش كرد و آن را منتهاى خشنودى خود و خواسته اش از بندگان خويش قرار داد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة183.
عنه عليه السلام:هَيهاتَ! لا يُخدَعُ اللّهُ عن جَنَّتِهِ، و لا تُنالُ مَرضاتُهُ إلاّ بطاعَتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:هيهات! بهشت خدا را با فريب نمى توان از او گرفت، و خشنودى او جز با طاعتش به دست نيايد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 129.
عنه عليه السلام:رِضا اللّهِ سبحانَهُ مَقرونٌ بطاعَتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:خشنودى خداوند سبحان، قرين طاعت اوست.
۱.غرر الحكم: 5410.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام:إنَّ أرضاكُم عِندَ اللّهِ أسبَغُكُم على عِيالِهِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:همانا مرضى ترين شما نزد خداوند كسى است كه خانواده خود را بيشتر در گشايش و رفاه قرار دهد.
۱.بحار الأنوار: 78/136/13.
بحار الأنوار:رُويَ أنّ موسى عليه السلام قالَ: يا رَبِّ، دُلَّني على عَمَلٍ إذا أنا عَمِلتُهُ نِلتُ بهِ رِضاكَ. فَأوحَى اللّهُ إلَيهِ: يا بنَ عِمرانَ، إنّ رِضايَ في كُرهِكَ و لَن تُطِيقَ ذلكَ. فَخَرَّ موسى عليه السلام ساجِدا باكِيا فقالَ: يا رَبِّ، خَصَصتَنِي بالكَلامِ، و لَم تُكَلِّمْ بَشَرا قَبلِي، و لَم تَدُلَّني على عَمَلٍ أنَالُ بهِ رِضاكَ! فَأوحَى اللّهُ إلَيهِ: إنّ رِضاي في رِضاكَ بِقَضائي. ۱
بحار الأنوار:روايت شده است كه موسى عليه السلام گفت: پروردگارا! مرا به كارى راهنمايى كن كه هرگاه به آن عمل كنم خشنودى تو را به دست آورم. پس، خداوند به او وحى فرمود كه: اى پور عمران! همانا خشنودى من در ناخشنودى توست و تو طاقت اين را ندارى. موسى عليه السلام گريه كنان به سجده افتاد و عرض كرد: پروردگارا! تو مرا به افتخار سخن گفتن [با خودت] سر افراز كردى و پيش از من با هيچ بشرى سخن نگفتى و حالا مرا به كارى كه بدان سبب به خشنودى تو نايل آيم رهنمون نمى شوى؟ پس، خداوند به او وحى فرمود: همانا خشنودى من در خشنودى تو از قضاى من است.
۱.بحار الأنوار: 82/134/17.