گوناگون
5 حدیث
الكافي عن أبي حمزة الثمالي:ـ عن الإمامِ الباقرِ عليه السلام أنّه قالَ لِقَتادَةَ ـ: مَن أنتَ؟ قالَ: أنا قَتادَةُ بنُ دِعامةَ البصريُّ، فقالَ لَهُ أبو جعفرٍ عليه السلام: أنتَ فقيهُ أهلِ البصرةِ؟ قالَ: نَعَم. فَسَكَتَ قَتادَةُ طويلاً ثُمّ قالَ: أصلَحَكَ اللّهُ، و اللّهِ لَقَد جَلَستُ بَينَ يَدَيِ الفُقَهاءِ و قُدّامَ ابنِ عبّاسٍ فما اضطَرَبَ قَلبِي قُدّامَ واحدٍ مِنهُم ما اضطَرَبَ قُدّامَكَ!
فقالَ لَهُ أبو جعفرٍ عليه السلام: وَيحَكَ أ تَدرِي أينَ أنتَ؟! أنتَ بَينَ يَدَي «بُيوتٍ أذِنَ اللّهُ أنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَر فيهَا اسمُه» ، فَأنتَ ثَمَّ، و نحنُ اُولئكَ.
فقالَ لَهُ قَتادَةُ: صَدَقتَ و اللّهِ جَعَلَنِيَ اللّهُ فِداكَ، و اللّهِ ما هي بيوتَ حِجارةٍ و لا طِينٍ. ۱
الكافىـ به نقل از أبو حمزة الثمالى ـ: امام باقر عليه السلام به قتاده فرمود: تو كيستى؟ عرض كرد: من قتاده پسر دعامه بصرى هستم. امام عليه السلام به او فرمود: تو فقيه اهل بصره هستى؟ عرض كرد: آرى. پس، قتاده مدّت زيادى خاموش ماند و سپس گفت: خدايت شايسته بدارد! به خدا سوگند من در حضور فقيهان و در برابر ابن عباس نشسته ام، اما در حضور هيچ يك از آنان دلم چنان نلرزيد كه در برابر شما لرزيد! امام عليه السلام به او فرمود: واى بر تو! آيا مى دانى كجا هستى؟ تو در برابر «خانه هايى كه خداوند رخصت داده است تا ارجمندش دارند و نامش در آنها ياد شود» قرار دارى. اين خانه ها ما هستيم و تو در برابر آنها هستى. قتاده عرض كرد: به خدا راست مى گويى، خدا مرا فداى تو كند، به خدا قسم منظور از اين خانه ها، خانه هاى سنگى و
۱.الكافي: 6/256/1.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:يا أبا ذَرٍّ، لِيُعَظَّم جلالُ اللّهِ في صَدرِكَ، فلا تَذكُرْهُ كما يَذكُرُهُ الجاهِلُ عِندَ الكَلبِ اللّهُمَّ أخزِهِ، و عِندَ الخِنزيرِ اللّهُمَّ أخزِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى ابوذر! بايد خداوند در دل تو با شكوه و جلال باشد، پس او را چنان ياد مكن كه نادان ياد مى كند و [تنها]هنگام ديدن سگ يا خوك مى گويد: خدايا! خوارش كن.
۱.بحار الأنوار: 77/82/2.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ إبليسُ: يا ربِّ لَيسَ أحَدٌ مِن خَلقِكَ إلاّ جَعَلتَ لَهُم رِزقاً و مَعيشَةً فما رِزقِي؟ قالَ: ما لَم يُذكَرْ علَيهِ اسمِي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ابليس عرض كرد: پروردگارا! براى هر يك از آفريده هايت روزى و معيشتى قرار داده اى، روزى من چيست؟ فرمود: هر چه نام من بر آن برده نشود.
۱.كنز العمّال: 1917.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:سامِعُ ذِكرِ اللّهِ ذاكِرٌ. ۱
امام على عليه السلام:شنونده ياد خدا [نيز] ذاكر است.
۱.غرر الحكم: 5579.
بحار الأنوار عنهم عليهم السلام: إنَّ في الجَنَّةِ قِيعاناً، فإذا أخَذَ الذاكرُ في الذِّكرِ أخَذَتِ المَلائكةُ في غَرسِ الأشجارِ، فربَّما وَقَفَ بعضُ الملائكةِ فيقالُ لَهُ: لِمَ وَقَفتَ؟ فيقولُ: إنّ صاحِبِي قد فَتَرَ، يَعني عَنِ الذِّكرِ. ۱
بحار الأنوار:از معصومان عليهم السلام نقل شده است كه: در بهشت دشتهايى است كه هرگاه ذاكر شروع به ذكر گفتن كند، فرشتگان در آن ها شروع به كاشتن درخت كنند. گاه فرشته اى دست از كار مى كشد، پس به او گفته مى شود: چرا ايستاده اى؟ مى گويد: دوستم دست كشيده است، منظور دست كشيدن ذاكر از گفتن ذكر خداست.
۱.بحار الأنوار: 93/163/42.