حدیث دربارهگوناگون
الكافي عن أبي حمزة الثمالي:ـ عن الإمامِ الباقرِ عليه السلام أنّه قالَ لِقَتادَةَ ـ: مَن أنتَ؟ قالَ: أنا قَتادَةُ بنُ دِعامةَ البصريُّ، فقالَ لَهُ أبو جعفرٍ عليه السلام: أنتَ فقيهُ أهلِ البصرةِ؟ قالَ: نَعَم. فَسَكَتَ قَتادَةُ طويلاً ثُمّ قالَ: أصلَحَكَ اللّهُ، و اللّهِ لَقَد جَلَستُ بَينَ يَدَيِ الفُقَهاءِ و قُدّامَ ابنِ عبّاسٍ فما اضطَرَبَ قَلبِي قُدّامَ واحدٍ مِنهُم ما اضطَرَبَ قُدّامَكَ!
فقالَ لَهُ أبو جعفرٍ عليه السلام: وَيحَكَ أ تَدرِي أينَ أنتَ؟! أنتَ بَينَ يَدَي «بُيوتٍ أذِنَ اللّهُ أنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَر فيهَا اسمُه» ، فَأنتَ ثَمَّ، و نحنُ اُولئكَ.
فقالَ لَهُ قَتادَةُ: صَدَقتَ و اللّهِ جَعَلَنِيَ اللّهُ فِداكَ، و اللّهِ ما هي بيوتَ حِجارةٍ و لا طِينٍ. ۱
الكافىـ به نقل از أبو حمزة الثمالى ـ: امام باقر عليه السلام به قتاده فرمود: تو كيستى؟ عرض كرد: من قتاده پسر دعامه بصرى هستم. امام عليه السلام به او فرمود: تو فقيه اهل بصره هستى؟ عرض كرد: آرى. پس، قتاده مدّت زيادى خاموش ماند و سپس گفت: خدايت شايسته بدارد! به خدا سوگند من در حضور فقيهان و در برابر ابن عباس نشسته ام، اما در حضور هيچ يك از آنان دلم چنان نلرزيد كه در برابر شما لرزيد! امام عليه السلام به او فرمود: واى بر تو! آيا مى دانى كجا هستى؟ تو در برابر «خانه هايى كه خداوند رخصت داده است تا ارجمندش دارند و نامش در آنها ياد شود» قرار دارى. اين خانه ها ما هستيم و تو در برابر آنها هستى. قتاده عرض كرد: به خدا راست مى گويى، خدا مرا فداى تو كند، به خدا قسم منظور از اين خانه ها، خانه هاى سنگى و گِلى نيست.
۱.الكافي: 6/256/1.