حدیث دربارهنفرت از دنيا

عنه عليه السلام:هؤلاءِ أنبياءُ اللّهِ و أصفياؤهُ، تَنَزَّهُوا عَنِ الدنيا، و زَهِدُوا فيما زَهَّدَهُم اللّهُ جلّ ثناؤهُ فيهِ مِنها، و أبغَضُوا ما أبغَضَ، و صَغَّرُوا ما صَغَّرَ. ۱
امام على عليه السلام:اين پيامبران و برگزيدگان خدا از [آلوده شدن به] دنيا رستند و در آنچه از دنيا، كه خداوند به زهدشان فرا خوانده بود، زهد ورزيدند و آنچه را خدا دشمن داشت، دشمن داشتند و آنچه را او خُرد شمرد، خُرد شمردند.
۱.بحار الأنوار: 73/110/109.
کلیدواژه‌ها دنیانفرت از دنیا

احادیث دیگر این موضوع

۲
امام على عليه السلام:سرمشق بودن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى تو كافى است و راهنمايى است براى اين كه به نكوهيدگى و ننگين بودن دنيا و فراوانى رسواييها و بديهايش پى برى؛ چه آن كه، دنيا از آن حضرت گرفته شد و براى ديگران فراهم گشت و از شير [مادر] دنيا گرفته شد و از زيباييها و زخارف آن دور گشت. پس به پيامبر پاك و پاكيزه ات اقتدا كن؛ كه آن حضرت براى كسى كه بخواهد از كسى سرمشق گيرد، سرمشق است و براى كسى كه بخواهد به كسى منسوب باشد، بهترين است. و محبوبترين بندگان نزد خداى متعال كسى است كه به پيامبر او اقتدا كند و از او پيروى نمايد. او لقمه دنيا را با اطراف دندان مى خورْد (به اندازه ضرورت از دنيا برمى گرفت) و گوشه چشمى هم به دنيا نداشت، پهلوهايش از همه لاغرتر و شكمش از همه گرسنه تر بود، دنيا به او پيشنهاد شد اما از پذيرفتن آن سر باز زد، و [هرگاه] دانست كه خداوند سبحان، چيزى را دشمن دارد، او هم آن را دشمن گرفت، و چيزى را خوار دارد، او هم خوارش داشت و چيزى را خُرد شمارد او هم خُرد شمرد. اگر در ما هيچ [عيبى]نبود، جز همين كه آنچه را خدا و پيامبرش دشمن مى دارند دوست مى داريم، و آنچه را خدا و پيامبرش خُرد شمرده اند بزرگ و با ارزش مى شماريم، همين خود براى مخالفت ما با خدا و سرپيچى از فرمانش كافى بود. [رسول خدا صلى الله عليه و آله] روى زمين [مى نشست و]غذا مى خورد و همچون بردگان مى نشست، با دست خود كفشش را مى دوخت و جامه اش را وصله مى زد و بر الاغ بى پالان سوار مى شد و پشت سر خود شخص ديگرى را هم سوار مى كرد. پرده اى با نقش و نگار بر در خانه اش آويخته ديد، به يكى از همسرانش گفت: اى زن! اين پرده را از جلو چشم من بردار؛ زيرا هرگاه به آن مى نگرم، به ياد دنيا و زرق و برق آن مى افتم. او از ته دل از دنيا روى برتافت و نام و ياد آن را در جانش ميراند و دوست داشت كه زيب و زيور دنيا از جلو چشمش دور باشد، تا از آن جامه زيبايى تهيه نكند و آن را جاى آرامش نداند و اميد ماندن هميشگى در آن نداشته باشد. پس، دنيا را از جان خود بيرون راند و از دلش دور كرد و از چشمانش پنهان ساخت. آرى، اينچنين است كسى كه چيزى را دشمن بدارد، از نگاه كردن به آن و از اين كه ياد و نام آن در حضورش برده شود، نفرت دارد. راه و رسم [نيك] رسول خدا صلى الله عليه و آله تو را رهنمون مى شود كه بديها و عيبهاى دنيا را ببينى؛ چه، او و نزديكانش، در دنيا هميشه گرسنه بودند و با اين كه مقام و منزلت عظيمى داشت، زيب و زيورهاى دنيا از او دور نگه داشته شد؛ پس هر بيننده اى، بايد با ديده خِرد خود بنگرد و ببيند كه آيا خداوند با اين كار، محمّد را تكريم كرد يا تحقير؟ اگر بگويد: او را تحقير كرده است، سوگند به خداوند بزرگ كه دروغ گفته و بهتان بزرگى زده است و اگر بگويد: او را گرامى داشته است، پس بداند كه خداوند ديگران را خوار و حقير كرده است كه دنيايى را كه از نزديكترين و مقرّبترين افرادِ خود باز گرفته، براى آنان گسترده است. پس، آن كه خواهان پيروى است، از پيامبر خود سرمشق گيرد و گام در جاى گامهاى او گذارد و هر جا كه او درآمده است، درآيد و گر نه از تباه شدن ايمن نباشد؛ زيرا خداوند، محمّد صلى الله عليه و آله را نشانه قيامت قرار داد و بشارت دهنده بهشت و بيم دهنده از كيفر و عقوبت. او با شكم گرسنه از دنيا رفت و با سلامت به آخرت قدم گذاشت. تا زمانى كه عمرش به سر آمد و دعوت پروردگارش را اجابت كرد سنگى روى سنگ نگذاشت. چه منّت بزرگى خداوند بر ما نهاده كه نعمت وجود آن حضرت را به ما ارزانى داشت كه پيشرُوى است كه ما پيرو اوييم و پيشگامى است كه گام در جاى گام او مى نهيم.