حدیث دربارهآداب دعا كردن
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:قَدِمَ رجلٌ على رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَسَلَّمَ عليه و أسلَمَ، ثمّ قال له: تَعرِفُني يا رسولَ اللّهِ؟ قال: و مَن أنتَ؟ قال: أنا رَبُّ المنزِلِ الذي نَزَلتَ به بالطائفِ في الجاهليّةِ يومَ كذا و كذا فَأكرَمْتُكَ، فقال له رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: مَرحبا بكَ، سَلْ حاجَتَكَ. فَقالَ: أسألُكَ مِائَتَي شاةٍ برُعاتِها، فَأمَرَ لَهُ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بما سَألَ. ثُمّ قالَ لأصحابِهِ: ما كانَ على هذا الرّجُلِ أن يَسْألَنِي سؤالَ عَجوزِ بني إسرائيلَ لموسى عليه السلام؟! ۱
امام صادق عليه السلام:مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و سلام كرد و مسلمان شد و سپس عرض كرد: اى رسول خدا، مرا مى شناسى؟ حضرت فرمود: تو كيستى؟ عرض كرد: من صاحب همان منزلى هستم در طائف كه شما در فلان روز از دوره جاهليت بر من وارد شديد و من گرامى تان داشتم. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خوش آمدى، حالا حاجتت را بخواه. آن مرد عرض كرد: دويست گوسفند با چوپانان آنها. رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور داد به او بدهند، آن گاه به اصحابش فرمود: اين مرد آن همّتِ بلند را نداشت تا چيزى را از من بخواهد كه آن پير زن بنى اسرائيل از موسى عليه السلام خواست. ۲