اشاره در آن جا كه صراحت بدان روا نباشد

3 حدیث
عنه عليه السلام:أحسَنُ الكَلامِ ما لا تَمُجُّهُ الآذانُ، و لا يُتعِبُ فَهمُهُ الأَفهامَ. ۱
امام على عليه السلام:بهترين گفتار آن است كه گوش ها از آن بيزارى نجويند، و فهمش فكرها را خسته نسازد.
۱.غرر الحكم: 3371.
سنن أبي داوود عن عائشة:كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إذا بَلَغَهُ عَنِ الرَّجُلِ الشَّيءُ لَم يَقُل: «ما بالُ فُلانٍ يَقولُ؟!»، و لكِن يَقولُ: «ما بالُ أقوامٍ يَقولونَ كَذا و كَذا؟!». ۱
سنن أبى داوودـ به نقل از عايشه ـ: هرگاه چيزى (سخن ناروايى) از فردى به ايشان صلى الله عليه و آله مى رسيد، نمى فرمود: «فلانى را چه شده كه]چنين [مى گويد؟!»؛ بلكه مى فرمود: «مردم را چه شده كه چنين و چنان مى گويند؟!».
۱.سنن أبي داوود: 4 /250 / 4788.
المعجم الكبير عن خوّات بن جبير:نَزَلنا مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ الظَّهرانِ، فَخَرَجتُ مِن خِبائي، فَإِذا أنَا بِنِسوَةٍ يَتَحَدَّثنَ فَأَعجَبنَني، فَرَجَعتُ فَاستَخرَجتُ عَيبَتي، فَاستَخرَجتُ مِنها حُلَّةً فَلَبِستُها و جِئتُ فَجَلَستُ مَعَهُنَّ، و خَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن قُبَّتِهِ فَقالَ: أبا عَبدِ اللّهِ، ما يُجلِسُكَ مَعَهُنَّ؟ فَلَمّا رَأَيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله هِبتُهُ وَ اختَلَطتُ، قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ جَمَلٌ لي شَرَدَ، فَأَنَا أبتَغي لَهُ قَيدا، فَمَضى. و تَوَضَّأَ فَأَقبَلَ وَ الماءُ يَسيلُ مِن لِحيَتِهِ عَلى صَدرِهِ ـ أو قالَ: يَقطُرُ مِن لِحيَتِهِ عَلى صَدرِهِ ـ فَقالَ: أبا عَبدِ اللّهِ، ما فَعَلَ شِرادُ جَمَلِكَ؟ ثُمَّ

المعجم الكبيرـ به نقل از خوّات بن جبير ـ: به همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله در منطقه مرَّ الظهران فرود آمديم. من از چادرم خارج شدم. ناگهان، زنانى را ديدم كه با يكديگر سخن مى گويند و از گفتگوى آنان خوشم آمد. به خيمه بازگشتم و جامه دانم را بيرون آوردم و از ميان آن، جامه اى بيرون آورده، پوشيدم و آمدم با آن زنان نشستم. در اين هنگام، رسول خدا از خيمه خود خارج شد و فرمود: «اى ابو عبد اللّه! براى چه با زنان نشسته اى؟». چون رسول خدا را ديدم، هول كردم و خود را باختم. گفتم: اى رسول خدا! شترم گريخته و به دنبال ريسمان او هستم. پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و وضو ساخت و در حالى كه آب از محاسن ايشان بر سينه شان جارى بود (يا آن كه گفت: قطره هاى آب وضو از محاسن ايشان بر سينه شان مى چكيد)، برگشت و

۱.المعجم الكبير: 4 / 203 / 4146.