حدیث دربارهتشخيص خويها از يكديگر

الإمامُ العسكريُّ عليه السلام:إنّ للسَّخاءِ مِقْدارا فإنْ زادَ علَيهِ فهُو سَرَفٌ، و للحَزْمِ مِقْدارا فإنْ زادَ علَيهِ فهُو جُبْنٌ، و للاقْتِصادِ مِقْدارا فإنْ زادَ علَيهِ فهُو بُخْلٌ، و للشَّجاعَةِ مِقْدارا فإنْ زادَ علَيهِ فهُو تَهوُّرٌ ۱. ۲
امام عسكرى عليه السلام:همانا بخشندگى را اندازه اى است، كه اگر از آن فراتر رود، اسراف است و دور انديشى و احتياط را اندازه اى است، كه چون از آن تجاوز شود، بزدلى است و صرفه جويى را حدّى است، كه اگر از آن فراتر رود، بخل است و شجاعت را نيز اندازه اى است، كه فراتر از آن تهوّر و بى باكى است. ۳
۱.بحار الأنوار: 69/407/115.
۲.قال أبو حامد: كما أنّ حُسن الصورة الظاهرة مطلقا لا يتمّ بُحسن العينين دون الأنف و الفم و الخدّ، بل لا بدّ من حُسن الجميع ليتمّ حُسن الظاهر، فكذلك في الباطن أربعة أركان لا بدّ من الحُسن في جميعها حتّى يتمّ حُسن الخُلق، فإذا استوت الأركان الأربعة و اعتدلت و تناسبت حصل حُسن الخُلق، و هي: قوّة العلم، و قوّة الغضب، و قوّة الشهوة، و قوّة العدل بين هذه القوى الثلاث. و حُسن القوّة الغضبيّة و اعتدالها يُعبّر عنه بالشَّجاعة، و حُسن قوّة الشهوة و اعتدالها يعبّر عنه بالعِفّة. فإن مالت قوّة الغضب عن الاعتدال إلى طرف الزيادة سُمّي ذلك تهوّرا، و إن مالت إلى الضَّعف و النقصان سُمّي ذلك جُبنا و خوَرا. و إن مالت قوّة الشهوة إلى طرف الزّيادة سُمّي شرَها، و إن مالت إلى النقصان سُمّي خُمودا. و المحمود هو الوسط و هو الفضيلة، و الطّرَفان رذيلتان مذمومتان. و العدل إذا فات فليس له طرفان زيادة و نقصان بل له ضدّ واحد، و هو الجور. و أمّا الحكمة فيُسمّى إفراطها عند الاستعمال في الأغراض الفاسدة خَبّا و جَرْبَزة، و يُسمّى تفريطها بَلَها، و الوسط هو الذي يختصّ باسم الحكمة. فإذا اُمّهات الأخلاق و اُصولها أربعة: الحكمة و الشَّجاعة و العِفّة و العدل. فمِن اعتدال هذه الاُصول الأربعة تصدُر الأخلاق الجميلة كلّها. المحجّة البيضاء: 5/96.
۳.1. ابو حامد غزّالى مى نويسد: همان گونه كه زيبايى چهره ظاهرى تنها با زيبايى چشمان فراهم نمى آيد، بلكه بايد همه اعضاى ديگر مانند بينى و دهان و گونه نيز زيبا باشند، تا زيبايى چهره كامل گردد، در درون و باطن آدمى نيز چهار عنصر اصلى است كه بايد اين هر چهار ركن زيبا باشند، تا زيبايى و نيكويى خُلق كامل گردد. وقتى اركان چهارگانه باطنى متعادل و متناسب شدند، خوش خويى فراهم مى شود. اين اركان عبارتند از: نيروى علم، نيروى خشم، نيروى شهوت و نيروى اعتدال ميان سه نيروى ياد شده ديگر. حُسن و اعتدالِ نيروى خشم را شجاعت مى گويند و حسن و اعتدالِ نيروى شهوت را عفّت مى نامند. اگر نيروى خشم از حدّ اعتدال فزونتر شود، آن را تهوّر مى نامند و اگر به ضعف و كاستى بگرايد آن را ترسويى و بُزدلى مى گويند. نيروى شهوت نيز اگر از مرز اعتدال به فزونى گرايد آن را شَرَه و سيرى ناپذيرى مى نامند و اگر به كاستى گرايد آن را خُمود و سرد مزاجى مى گويند. آنچه پسنديده است همان اعتدال و حدّ وسط است كه فضيلت مى باشد و افراط و تفريط رذيلت و نكوهيده اند. اما نيروى عدالت، طرف افراط و تفريط، يا افزايش و كاهش ندارد، بلكه يك نقطه مقابل و ضدّ دارد، و آن ستم و جور است. و اما نيروى دانش يا حكمت، جانب افراط آن را كه استفاده از آن در راه رسيدن به هدفهاى باطل و نادرست باشد مكّارى و جُربُزه مى گويند و جنبه تفريط آن را بلاهت و كودنى. و حدّ وسط آن را حكمت مى نامند. بنا بر اين اركان و مبانى اخلاق چهار چيز است: حكمت، شجاعت، عفّت و عدالت. همه خويهاى نيك و پسنديده از اعتدال اين چهار اصل سر مى زند.

احادیث دیگر این موضوع

۲