خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۳
موضوعات
ناتوانى خردها از انكار خدا
5131. ستايش خدايى را كه با آفرينشِ موجود…
حدیث درباره
ناتوانى خردها از انكار خدا
میزان الحکمه ج ۳، ص ۴۲۱، ح ۵۱۳۱
امام علی علیهالسلام
ناتوانى خردها از انكار خدا
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:
الحَمدُ للّهِ المُتَجلّي لخَلْقِهِ بخَلْقِهِ، و الظّاهِرِ لقُلوبِهِم بحُجّتِهِ.
۱
امام على عليه السلام:
ستايش خدايى را كه با آفرينشِ موجودات، بر جهانيان آشكار گشته و به برهان خويش، بر دلهاى آنان نمودار است.
۱.
. نهج البلاغة: الخطبة 108.
کلیدواژهها
آفریدگار
ناتوانی خردها از انکار خدا
احادیث دیگر این موضوع
۶
بحار الأنوارـ به نقل از محمّد بن عبد اللّه خراسانى خادم امام رضا عليه السلام ـ: جماعتى در خدمت امام رضا عليه السلام بودند، كه زنديقى وارد شد. حضرت به او فرمود: اگر سخن شما درست باشد ـ كه نيست ـ در اين صورت آيا نه اين است كه ما و شما يكسان هستيم و نماز و روزه و زكات و ايمان ما زيانى به ما نمى رساند؟ زنديق خاموش ماند. سپس امام رضا عليه السلام فرمود: اگر سخن ما درست باشد ـ كه هست ـ آيا شما به هلاكت درنيفتاده ايد و ما نجات نيافته ايم؟!
امام على عليه السلامـ در ابيات زير كه منسوب به ايشان است و بعضى هم آنها را از ديگران دانسته اند ـفرمود: منجّم و طبيب هر دو ادعا كردند/ كه معادى در كار نيست، گفتم خود ببينيد اگر سخن شما درست باشد من زيان نكرده ام/ و اگر سخن من درست باشد، شما كيفر مى بينيد.
امام على عليه السلام:ستايش خدايى را كه به امور پنهانى داناست و نشانه هاى آشكارى بر هستى او گواه است و ديدن او با بينايى چشم ظاهرى ممكن نيست، پس، نه چشمى كه او را نديده است، انكارش مى كند و نه دلى كه هستى او را اثبات مى كند، به كنه ذاتش پى مى برد. پس اوست آن كه نشانه هاى هستى بر اقرار باطنى منكران او گواهى مى دهد.
امام على عليه السلام:و از دلايل آشكارى كه بر لطف و ظرافت آفرينش او و بر شُكوه قدرت او گواهند، چيزى است كه خِردها به او اعتراف دارند و در برابرش منقادند و سر تسليم فرو دارند و دلايل وحدانيت او، در گوشهاى ما فرياد مى زنند.
امام على عليه السلام:خدايى كه نهانيهاى امور را مى داند و به سبب نشانه هاى تدبير كه در آفريده هايش ديده مى شود، بر خِردها آشكار است؛ خدايى كه درباره او از پيامبران پرسيدند، اما آنان او را به حدّ و جزء توصيف نكردند، بلكه به افعالش وصف كردند و از طريق نشانه هايش به او ره نمودند؛ انديشه هاى متفكّران نتواند وجود او را انكار كند؛ زيرا كسى كه آسمانها و زمين و آنچه را كه در آنها و در بين آنهاست، آفريده است، قدرتش انكار ناپذير است.
التوحيدـ به نقل از هشام بن حكم ـ: زنديقى مصرى، آوازه دانش امام صادق عليه السلام را شنيده بود. از اين رو به مدينه آمد تا با ايشان مناظره كند، اما آن حضرت را در مدينه نيافت. به او گفته شد: حضرت در مكّه است. زنديق راهى مكّه شد. چون امام صادق عليه السلام از طواف فارغ شد زنديق نزد ايشان آمد و در مقابل امام ـ كه ما نيز گرد حضرتش بوديم ـ نشست. امام به زنديق فرمود: آيا مى دانى كه زمين را پايين و بالايى است؟ عرض كرد: آرى. فرمود: آيا پايين زمين رفته اى؟ عرض كرد: خير. فرمود: پس چه مى دانى كه پايين زمين چيست؟ عرض كرد: نمى دانم، ولى گمان مى كنم كه زير آن چيزى نيست. امام عليه السلام فرمود: تا به چيزى يقين نيابى، گمان كارساز نيست. امام صادق عليه السلام فرمود: آيا به آسمان بالا رفته اى؟ عرض كرد: خير. فرمود: مى دانى در آن جا چيست؟ عرض كرد: خير. فرمود: آيا به مشرق و مغرب رفته اى و آن سوى آنها را ديده اى؟ عرض كرد: خير. حضرت فرمود: شگفتا از تو، تو نه به مشرق رفته اى نه به مغرب، نه زير زمين فرو رفته اى و نه به آسمان بر رفته اى و آن جاها را نيازموده اى تا بدانى در وراى آنها چيست و با اين حال آنچه را در آنهاست انكار مى كنى! آيا عاقل، چيزى را كه نمى داند انكار مى كند؟! در اين هنگام زنديق گفت: تاكنون كسى جز شما با من اينچنين سخن نگفته بود. حضرت عليه السلام فرمود: بنا بر اين، تو در اين موضوع شكّ دارى كه شايد درست باشد يا درست نباشد؟ زنديق گفت: شايد چنين باشد. امام صادق عليه السلام فرمود: اى مرد! كسى را كه نمى داند، بر آن كه مى داند برهانى نيست و جاهل را بر عالم حجّت نباشد. اى برادر مصرى! از من بشنو، كه ما درباره خدا هرگز شكّ نداريم. آيا نمى بينى خورشيد و ماه و شب و روز بى آن كه دچار خطا شوند، مى آيند و مى روند؟. هشام گفت: آن زنديق، در پايان به دست امام صادق عليه السلام ايمان آورد.
حدیث 5130
موضوع
حدیث 5132