حدیث دربارهآفرينش آسمانها
عنه عليه السلام:و نَظَمَ بِلا تَعْليقٍ رَهَواتِ فُرَجِها، و لاحَمَ صُدوعَ انْفِراجِها، و وَشَّجَ بَيْنها و بينَ أزْواجِها، و ذَلّلَ للهابِطينَ بأمْرِهِ، و الصّاعِدينَ بأعْمالِ خَلقِهِ، حُزُونَةَ مِعراجِها، و ناداها بعدَ إذْ هِي دُخَانٌ فالْتَحَمَتْ (فالْتَجَمَتْ) عُرى أشْراجِها، و فَتَقَ بَعدَ الارْتِتاقِ صَوامِتَ أبْوابِها، و أقامَ رَصَدا مِنَ الشُّهُبِ الثَّواقِبِ على نِقابِها، و أمْسَكَها مِن أنْ تَمورَ في خَرْقِ الهَواءِ بأيْدِهِ، و أمَرَها أنْ تَقِفَ مُسْتسلِمةً لأمرِهِ.
و جَعلَ شَمْسَها آيةً مُبْصِرةً لِنَهارِها، و قَمَرَها آيةً مَمْحُوَّةً مِن لَيلِها، و أجْراهُما في مَناقِلِ مَجْراهُما، و قدَّرَ سَيْرَهُما (مَسيرَهُما) في مَدارِجِ دَرَجِهِما، لِيُميَّزَ بينَ اللّيلِ و النَّهارِ بِهِما، و لِيُعْلَمَ عدَدُ السِّنِينَ و الحِسابُ بمَقادِيرِهِما.
ثُمَّ عَلَّقَ في جَوِّها فَلَكَها، و ناطَ بها زِينَتَها، مِن خَفِيّاتِ دَرارِيِّها، و مَصابِيحِ كَواكِبِها، و رمَى مُسْتَرِقِي السَّمعِ بثَواقِبِ شُهُبِها، و أجْراها على أذْلالِ تَسْخيرِها مِن ثَباتِ ثابِتِها، و مَسيرِ سائرِها، و هُبوطِها و صُعودِها (معودها) و نُحوسِها و سُعودِها. ۱
امام على عليه السلام:راههاى گشاده آسمانها را، بى آن كه به جايى پيوسته باشد، منظم ساخت و شكافهاى وسيعش را به هم پيوست و هر آسمانى را با آسمانهاى ديگر مرتبط كرد و دشوارى [آمد و شد]آن را براى فرود آيندگان به فرمان او، و بالا روندگانى كه اعمال و كردار بندگان را مى برند، آسان نمود و چون آسمانها از دود و بخار بودند، ندا داد تا قطعه هاى پراكنده آن به هم پيوستند و گرد آمدند و پس از جمع شدن و گرد آمدن، درهاى بسته آنها را گشود و از ستاره هاى درخشان، بر راههاىِ آسمان نگهبان گماشت و با قدرت خويش از به جنبش درآمدن آنها در فضاى باز، جلوگيرى كرد و بفرمود تا در جاى خويش بايستند و به امر او تسليم باشند.
خورشيد آسمان را نشانه اى روشنگر براى روز، و ماه آن را كه نورش محو مى شود، آيتى براى شب قرار داد و آنها را در مسيرشان روانه ساخت و حركت آنها را در منازل و راههايى كه بايد طى كنند تعيين نمود، تا با سير آنها، شب و روز مشخص و شمار سالها و حساب كارها دانسته شود.
سپس، فلك را در فضا معلّق نگه داشت و زينتهايش را به آن آويخت كه عبارتند از: ستارگانى نهان چونان دُرّ سفيد و ستارگانى همانند چراغِ روشن و نيز شهابهاى تابان كه شيطانهايى را كه گوش ايستادند (استراق سمع مى كردند) براند و جاى ستارگان ثابت و مسير ستارگان سيّار و فرود (غروب) و صعود (طلوع) و سعد و نحس هر يك را به تسخير خويش در آورد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 91.