حدیث دربارهآفرينش آسمانها

الإمامُ عليٌّ عليه السلام:فمِن شَواهِدِ خَلْقِهِ خَلقُ السّماواتِ مُوَطَّداتٍ بلا عَمَدٍ، قائماتٍ بلا سَنَدٍ. دَعاهُنَّ فأجَبْنَ طائِعاتٍ مُذْعِناتٍ، غَيرَ مُتَلَكّئاتٍ و لا مُبْطِئاتٍ. و لَو لا إقْرارُهُنَّ لَهُ بالرُّبوبِيَّةِ و إذْعانُهُنَّ بالطَّواعِيَةِ لَما جَعَلَهُنَّ مَوضِعا لعَرشِهِ، و لا مَسْكَنا لمَلائكَتِهِ، و لا مَصْعَدا للكَلِمِ الطَّيِّبِ و العَمَلِ الصّالحِ مِن خَلْقِهِ. جَعلَ نُجومَها أعْلاما يَسْتَدِلُّ بها الحَيْرانُ في مُخْتَلِفِ فِجاجِ الأقْطارِ. لم يَمنعْ ضَوءَ نُورِها ادْلِهْمامُ سُجُفِ اللّيلِ المُظْلِمِ، و لا اسْتَطاعَتْ جَلابِيبُ سَوادِ الحَنادِسِ أنْ تَرُدَّ ما شاعَ في السّماواتِ مِن تَلَأْلُؤِ نُورِ القَمَرِ. ۱
امام على عليه السلام:و از نشانه هاى آفرينش او پديد آوردن آسمانهاى استوار و ايستاىِ بدون ستون و تكيه گاه است. خداوند اراده ايجاد آنها را فرمود و آنها با اطاعت و رغبت و بى هيچ درنگ و كُندى اجابتش كردند. اگر اقرار آنها بر خداوندى او و اعتراف آنها به طاعت و بندگيش نبود، آنها را جايگاه عرش خويش و مكان فرشتگان و محل فرا بردن گفتار نيكو و كردار شايسته بندگانش قرار نمى داد. ستارگان آسمان را نشانه هايى ساخت تا افراد سرگردان در آمد و شدِ راههاى زمين به وسيله آنها مسير خويش را بيابند. پرده هاى شب تار، پرتو نور آنها را نپوشانده و رداى سياه شبهاى تاريك، توانايى محو درخشش نور پراكنده ماه در آسمان را ندارد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 182.

احادیث دیگر این موضوع

۲
امام على عليه السلام:راههاى گشاده آسمانها را، بى آن كه به جايى پيوسته باشد، منظم ساخت و شكافهاى وسيعش را به هم پيوست و هر آسمانى را با آسمانهاى ديگر مرتبط كرد و دشوارى [آمد و شد]آن را براى فرود آيندگان به فرمان او، و بالا روندگانى كه اعمال و كردار بندگان را مى برند، آسان نمود و چون آسمانها از دود و بخار بودند، ندا داد تا قطعه هاى پراكنده آن به هم پيوستند و گرد آمدند و پس از جمع شدن و گرد آمدن، درهاى بسته آنها را گشود و از ستاره هاى درخشان، بر راههاىِ آسمان نگهبان گماشت و با قدرت خويش از به جنبش درآمدن آنها در فضاى باز، جلوگيرى كرد و بفرمود تا در جاى خويش بايستند و به امر او تسليم باشند. خورشيد آسمان را نشانه اى روشنگر براى روز، و ماه آن را كه نورش محو مى شود، آيتى براى شب قرار داد و آنها را در مسيرشان روانه ساخت و حركت آنها را در منازل و راههايى كه بايد طى كنند تعيين نمود، تا با سير آنها، شب و روز مشخص و شمار سالها و حساب كارها دانسته شود. سپس، فلك را در فضا معلّق نگه داشت و زينتهايش را به آن آويخت كه عبارتند از: ستارگانى نهان چونان دُرّ سفيد و ستارگانى همانند چراغِ روشن و نيز شهابهاى تابان كه شيطانهايى را كه گوش ايستادند (استراق سمع مى كردند) براند و جاى ستارگان ثابت و مسير ستارگان سيّار و فرود (غروب) و صعود (طلوع) و سعد و نحس هر يك را به تسخير خويش در آورد.