حدیث دربارهنخستين آفريده خداوند سبحان
عنه عليه السلامـ لَمّا جاءَ إلَيهِ رجُلٌ مِن عُلَماءِ أهلِ الشّامِ فقالَ:. إنّي أسألُكَ عَن أوَّلِ ما خَلقَ اللّهُ مِن خَلْقِهِ، فإنَّ بَعضَ مَن سألتُهُ قالَ: القَدَرُ، و قالَ بَعضُهُمُ: القَلَمُ، و قالَ بَعْضُهُم: الرُّوحُ ـ: ما قالوا شَيئا. لَو كانَ أوّلُ ما خَلقَ مِن خَلقِهِ الشّيءَ مِن الشّيءِ إذا لَم يَكُنْ لَهُ انْقِطاعٌ أبدَا، و لَم يَزَلِ اللّهُ إذا و مَعهُ شيءٌ لَيس هُو يَتَقدّمُهُ. و لكنّهُ كانَ إذْ لا شيءَ غَيرُهُ، و خَلقَ الشَّيءَ الّذي جَميعُ الأشياءِ مِنهُ، و هُو الماءُ الّذي خَلقَ الأشياءَ مِنهُ، فجَعَلَ نَسبَ كلِّ شيءٍ إلى الماءِ، و لم يَجْعَلْ للماءِ نَسَبا يُضافُ إلَيهِ. ۱
امام باقر عليه السلامـ وقتى يكى از علماى شام خدمت ايشان رسيد و عرض كرد:. من از شما درباره نخستين آفريده خدا مى پرسم؛ زيرا اين سؤال را از ديگران نيز پرسيده ام؛ يكى گفته: تقدير؛ ديگرى پاسخ داده: قلم؛ و بعضى هم گفته اند: روح ـفرمود: جوابى در خور نداده اند. اگر نخستين مخلوقى كه خدا آفريد، از شى ء [نه لا شى ء]آفريده شده باشد، در اين صورت خداوند هرگز منقطع [از موجودات]نبوده و همواره با او چيزى بوده كه خدا بر او تقدّم نداشته است (همواره موجودى قديم به قدمت خدا وجود داشته است) در حالى كه خدا بود و هيچ چيز با او نبود و سپس چيزى را آفريد كه منشأ همه موجودات شد و آن آب است، كه ديگر چيزها را از آن بيافريد. پس هر چيزى را به آب منسوب كرد و آب را به چيزى نسبت نداد.
۱.الكافي: 8/94/67.