حدیث دربارههمنشينى با احمق
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلامـ في وصيّتهِ لابنهِ الباقرِ عليه السلام ـ: إيّاكَ يا بُنيَّ أنْ تُصاحِبَ الأحمَقَ أو تُخالِطَهُ، و اهْجُرْهُ و لا تُحادِثْهُ؛ فإنّ الأحمَقَ هُجْنَةٌ غائبا كانَ أو حاضِرا، إنْ تَكَلَّم فضَحَهُ حُمقُهُ، و إنْ سَكَتَ قَصُرَ بهِ عِيُّهُ، و إنْ عَمِلَ أفسَدَ، و إنِ اسْتُرعِيَ أضاعَ. لا عِلمُهُ مِن نَفْسِهِ يُغْنيهِ، و لا عِلمُ غَيرهِ يَنْفَعُهُ، و لا يُطيعُ ناصِحَهُ، و لا يَستريحُ مقارِنُهُ، تَوَدُّ اُمُّهُ أنّها ثَكَلَتْهُ، و امْرَأتُهُ أنّها فَقَدتْهُ، و جارُهُ بُعدَ دارِهِ، و جَليسُهُ الوَحْدةَ مِن مُجالَسَتِهِ. إنْ كانَ أصْغَرَ مَن في المَجلِسِ أعْنى مَن فَوقَهُ، و إنْ كانَ أكْبَرَهُم أفْسَدَ مَن دُونَهُ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در سفارش به فرزند بزرگوار خود حضرت باقر عليه السلام ـفرمود: فرزندم! از همنشينى يا رفت و آمد با احمق بپرهيز و از او دورى كن و با وى همسخن مشو؛ زيرا آدم احمق، غايب باشد يا حاضر، پست و فرومايه است؛ هرگاه زبان به سخن گشايد حماقتش او را رسوا كند و هرگاه خاموش شود به دليل ناتوانى در سخن گفتن باشد، اگر كارى كند خرابى به بار آورد و چون مسؤوليتى به عهده گيرد آن را تباه سازد، نه علم خودش به كار او مى آيد و نه دانش ديگران سودش مى رساند، به سخن خيرخواه خود گوش نمى دهد، و همنشينش از دست او آسوده نيست، مادرش آرزوى مرگ او را دارد و همسرش آرزوى از دست دادن او را و همسايه اش آرزوى رفتن از همسايگى اش را و همنشينش آرزوى خلاصى از همنشينى او را. اگر در مجلسى كمترين فرد مجلس باشد بالاتر از خود را به رنج افكند و اگر بالاترين فرد باشد فرو دستان خود را به فساد و تباهى كشاند.
۱.الأمالي للطوسي: 613 / 1268.