خداشناسى حيوانات
3 حدیث
عنه عليه السلام:فأمّا أصْحابُ الطَّبائعِ فقالوا: إنَّ الطّبيعَةَ لا تَفْعَلُ شَيئا لغَيرِ مَعنى، و لا تَتَجاوز عَمّا فيهِ تَمامُ الشَّيءِ في طَبيعَتِهِ، و زَعَموا أنّ الحِكمَةَ تَشْهَدُ بذلكَ، فقيلَ لَهُم: فمَن أعْطى الطَّبيعَةَ هذهِ الحِكمَةَ و الوُقوفَ على حُدودِ الأشْياءِ بلا مُجاوَزَةٍ لَها، و هذا قد تَعْجِزُ عَنهُ العُقولُ بَعْدَ طُولِ التَّجارِبِ؟! فإنْ أوْجَبوا للطَّبيعَةِ الحِكمَةَ و القُدْرَةَ على مِثْلِ هذهِ الأفْعالِ فَقد أقَرّوا بما أنْكَروا؛ لأنَّ هذهِ هِي صِفاتُ الخالِقِ، و إنْ أنْكَروا أنْ يكونَ هذا للطّبيعَةِ فهذا وَجْهُ الخَلْقِ يَهْتِفُ بأنَّ الفِعْلَ لِخالِقٍ حَكيمٍ. ۱
امام صادق عليه السلام:طبيعيون مى گويند: طبيعت هيچ كار بى معنا و هدفى نمى كند و از محدوده طبيعت هر شى ء فراتر نمى رود. مى گويند حكمت [موجود در طبيعت]گواه اين مطلب است. [در پاسخ بايد]از آنها پرسيده شود: چه كسى اين حكمت را به طبيعت داده و آن را از حدود اشياء آگاه كرده، به طورى كه از آن فراتر نمى رود؟ اين نكته اى است كه خردها پس از آن همه تجربه، از درك آن درمانده اند. آنها كه براى طبيعت حكمت (دانش) و توانايى بر انجام چنين كارهايى را لازم مى شمارند، در حقيقت به وجود آنچه انكارش مى كنند اعتراف كرده اند؛ زيرا اينها صفات خالق است. و اگر بگويند كه حكمت و قدرت را فعلِ طبيعت نمى دانند، اين خود طبيعت است كه ندا در مى دهد: كار، كار آفريدگارى حكيم مى باشد.
۱.بحار الأنوار: 3/149.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:مَهْما اُبْهِمَ على البَهائمِ مِن شَيءٍ فلا يُبْهَمُ علَيها أربَعُ خِصالٍ: مَعرِفَةُ أنّ لَها خالِقا، و مَعرِفَةُ طَلَبِ الرِّزْقِ. ۱
امام صادق عليه السلام:اگر هر چيز بر بهايم مبهم و پوشيده مانَد چهار امر بر آنها پوشيده نيست: آگاهى از اين كه آفريدگارى دارند، و آگاهى از طلب روزى و.
۱.الكافي: 6/539/11.
الإمامُ الكاظمُ عليه السلام:إنَّ النّاسَ أصابَهُم قَحْطٌ شَديدٌ على عَهد سُليمانَ بنِ داوودَ عليهما السلام، فشَكَوا ذلكَ إلَيهِ و طَلَبوا إلَيهِ أنْ يَسْتَسْقيَ لَهُم. فقالَ لَهُم: إذا صَلّيتُ الغَداةَ مَضَيْتُ، فلَمّا صلّى الغَداةَ مَضى و مَضَوا، فلَمّا أنْ كانَ في بعضِ الطَّريقِ إذا هُو بنَمْلَةٍ رافِعَةٍ يَدَها إلى السّماءِ، واضِعَةٍ قَدَمَيها إلى الأرضِ و هِي تقولُ: اللّهُمّ إنّا خَلْقٌ مِن خَلْقِكَ، و لا غِنى بِنا عن رِزْقِكَ، فلا تُهْلِكْنا بذُنوبِ بَني آدَمَ، فقالَ سُليمانُ عليه السلام: ارجِعوا فقد سُقِيتُم بغَيرِكُم. قالَ: فسُقُوا في ذلكَ العامِ ما لم يُسْقَوا مِثْلَهُ قَطُّ. ۱
امام كاظم عليه السلام:در عهد سليمان بن داوود عليه السلام مردم گرفتار خشك سالى سختى شدند. پس، به آن حضرت شكايت برده از ايشان خواستند كه طلب باران كند. سليمان عليه السلام فرمود: بعد از نماز صبح براى طلب باران بيرون خواهم رفت. چون نماز صبح را خواند به همراه مردم بيرون رفت. در راه مورچه اى را ديد كه بر دو پاى خود ايستاده و دست به آسمان برداشته است و مى گويد: پروردگارا! ما نيز از آفريدگان تو هستيم و از روزى تو بى نياز نيستيم. ما را به سبب گناهان آدميان هلاك مفرما. در اين هنگام سليمان عليه السلام به مردم گفت: برگرديد كه به سبب موجوداتى جز شما، باران داده شديد. پس در آن سال چنان بارانى بر ايشان باريدن گرفت كه هرگز مانند آن را به خود نديده بودند.
۱.الكافي: 8/246/344.