عبادت خدا دوستان
6 حدیث
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:سُئلَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أيُّ الأعمالِ أحَبُّ إلى اللّهِ عزّ و جلّ؟ قالَ: اِتْباعُ سُرورِ المُسلِمِ، قيلَ: يا رسولَ اللّهِ، و ما اِتْباعُ سُرورِ المسلمِ؟ قالَ: شَبْعُ جَوْعَتِهِ، و تَنْفيسُ كُرْبَتِهِ، و قَضاءُ دَينِهِ. ۱
امام باقر عليه السلام:از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيده شد: خداوند عزّ و جلّ كدام كارها را بيشتر دوست دارد؟ فرمود: مسلمانى را پياپى شاد كردن. عرض شد: اى رسول خدا! منظور از شاد كردن پياپى مسلمان چيست؟ فرمود: گرسنگيش را برطرف سازى، اندوهش را بزدايى و قرضش را بپردازى.
۱.قرب الإسناد: 145/522.
عنه عليه السلام:ما عُبِدَ اللّهُ بشيءٍ أحَبَّ إلى اللّهِ مِن إدْخالِ السُّرورِ على المؤمنِ. ۱
امام باقر عليه السلام:خداوند با چيزى محبوبتر از شاد كردن مؤمن پرستيده نشده است.
۱.. الكافي: 2/188/2.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:مِن أحبِّ الأعمالِ إلى اللّهِ عزّ و جلّ إدْخالُ السُّرورِ على المؤمنِ: إشْباعُ جَوْعَتِهِ، أو تَنْفِيسُ كُرْبَتِهِ، أو قَضاءُ دَينِهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:يكى از محبوبترين كارها نزد خداوند عزّ و جلّ شاد كردن مؤمن است: [يعنى] برطرف كردن گرسنگى اش، يا زدودن اندوهش، يا پرداختن قرضش.
۱.الكافي: 2/192/16.
عنه عليه السلام:مِن أحَبِّ الأعْمالِ إلى اللّهِ تعالى زِيارَةُ قَبرِ الحُسينِ عليه السلام. ۱
امام صادق عليه السلام:يكى از محبوب ترين كارها نزد خداوند متعال زيارت قبر حسين عليه السلام است.
۱.. كامل الزيارات: 277/434.
بحار الأنوارـ مِمّا في صحيفةِ إدريسَ عليه السلام ـ: طُوبى لِقَومٍ عَبَدوني حُبّا، و اتَّخَذوني إلها و رَبّا، سَهَروا اللَّيلَ و دَأَبوا النَّهارَ طَلَبا لوَجْهي، مِن غَيرِ رَهْبَةٍ و لا رَغْبَةٍ، و لا لِنارٍ و لا جَنّةٍ، بَلْ للمَحبَّةِ الصَّحيحَةِ، و الإرادَةِ الصَّريحَةِ، و الانْقِطاعِ عنِ الكُلِّ إلَيَّ. ۱
بحار الأنوار:در صحيفه ادريس آمده است: خوشا آنان كه از روى عشق مرا پرستيدند و مرا معبود و پروردگار خود گرفتند، به خاطر من شبها نخوابيدند و روزها كوشيدند و اين نه از روى ترسى بود و نه از بهر اميدى، نه از هراس دوزخى بود و نه به طمع بهشتى، بلكه به سبب محبّت راستين و اراده بى شائبه و بريدن از همه چيز و دل بستن به من بود.
۱.بحار الأنوار: 95/467.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:بكى شعيبٌ عليه السلام مِن حُبِّ اللّهِ عزّ و جلّ حتّى عَمِيَ، فردَّ اللّهُ عزّ و جلّ علَيهِ بَصرَهُ، ثُمَّ بكى حتّى عَمِيَ فردَّ اللّهُ علَيهِ بَصرَهُ، ثُمَّ بكى حتّى عَمِيَ فَردَّ اللّهُ علَيهِ بَصرَهُ، فلَمّا كانتِ الرّابعَةُ أوْحى اللّهُ إلَيهِ: يا شُعيبُ، إلى مَتى يكونُ هذا أبدا مِنكَ؟! إنْ يَكُنْ هذا خَوفا مِن النّارِ فَقَد أجَرْتُكَ، و إنْ يَكُنْ شَوْقا إلى الجَنّةِ فَقد أبَحْتُكَ. قالَ: إلهي و سَيّدي، أنتَ تَعلَمُ أنّي ما بَكَيتُ خَوفا مِن نارِكَ و لا شَوْقا إلى جَنَّتِكَ، و لكنْ عُقِدَ حُبُّكَ على قَلبي فلَستُ أصْبِرُ أو أراكَ. فأوحى اللّهُ جلّ جلالُهُ إلَيهِ: أمّا إذا كانَ هذا هكذا فمِن أجْلِ هذا ساُخْدِمُكَ كَليمي مُوسى بنَ عِمْرانَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شعيب عليه السلام از عشق خداوند عزّ و جلّ چندان گريست كه نابينا شد، اما خداوند بينايى او را برگرداند. او باز گريست، چندان كه باز بينايى اش را از دست داد. دو مرتبه خداوند بينايى اش را به او بازگرداند. شعيب باز هم آنقدر گريست كه چشمانش كور شد و بار ديگر خدا بينايش كرد. مرتبه چهارم، خداوند به او وحى فرمود: اى شعيب! تا كى به اين وضع ادامه خواهى داد؟ اگر از بيم آتش مى گريى تو را امان دادم و اگر به شوق بهشت است آن را ارزانيت داشتم. شعيب عرض كرد: معبودا! و سرورا! تو مى دانى كه گريه من نه از بيم دوزخ توست و نه به شوق بهشتت، بلكه دلم بسته عشق و محبّت تو گشته است، پس، صبورى نتوانم كرد، تا آن كه تو را ببينم. خداوند، جلّ جلاله، به او وحى فرمود: حال كه اينچنين است، پس بدين
۱.علل الشرائع: 57/1.