خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۲
موضوعات
جنگ، نيرنگ است
3663. هرچه به نظرت مى رسد بگو؛ زيرا جنگ …
حدیث درباره
جنگ، نيرنگ است
میزان الحکمه ج ۲، ص ۵۶۳، ح ۳۶۶۳
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
جنگ، نيرنگ است
عنه صلى الله عليه و آله:
قُلْ ما بَدا لكَ؛ فإنَّ الحَربَ خُدْعَةٌ.
۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
هرچه به نظرت مى رسد بگو؛ زيرا جنگ نيرنگ است.
۱.
كنز العمّال: 10892.
کلیدواژهها
جنگ
جنگ نیرنگ است
احادیث دیگر این موضوع
۸
امام على عليه السلام:رسول خدا صلى الله عليه و آله از مسموم كردن شهرهاى مشركان نهى فرمود.
امام زين العابدين عليه السلام:اگر اسيرى گرفتى كه قدرت راه رفتن نداشت و تو وسيله اى براى حمل او نداشتى او را نكش و آزادش كن؛ زيرا نمى دانى كه حكم امام درباره او چيست.
امام صادق عليه السلام:رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه مى خواست سپاهى را گسيل دارد، آنها را فرا مى خواند و در برابر خود مى نشاند و مى فرمود: به نام خدا و با يارى خدا و در راه خدا و بر آيين پيامبر خدا رهسپار شويد، در غنايم دست نبريد، دست به مُثْله كردن نزنيد، خيانت نكنيد، پير مرد رفتنى و كودك خرد سال و زن را نكشيد، و درختى را قطع نكنيد، مگر آن كه ناچار بدين كار (قطع درخت) شويد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جنگ، نيرنگ است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دشمن را از جنگ با ما منصرف كن، كه جنگ نيرنگ است.
كنز العمّال از ابن عبّاس:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله يكى از اصحاب خود را مأمور كشتن يك نفر يهودى كرد. او عرض كرد: اى رسول خدا! در صورتى از عهده اين كار برمى آيم كه دستم را باز بگذاريد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اصولاً جنگ، نيرنگ است، پس هركار مى خواهى بكن.
الكافىـ به نقل از عدى بن حاتم ـ: روزى كه امير المؤمنين عليه السلام در صفين با معاويه رو به رو شد، با صداى بلند كه يارانش بشنوند، فرمود: به خدا قسم معاويه و ياران او را مى كشم. سپس در پايان اين جمله، آهسته گفت: ان شاء اللّه. من كه نزديك آن حضرت بودم عرض كردم: اى امير مؤمنان! شما براى گفته خود سوگند خورديد و سپس ان شاء اللّه گفتيد، منظورتان چه بود؟! حضرت فرمود: همانا جنگ، مكر و نيرنگ است. من در نظر مؤمنان هرگز دروغگو نبوده و نيستم، خواستم ياران خود را عليه سپاه معاويه برانگيزم، تا دچار سستى نشوند، و به پيروزى اميد بندند اين مطلب را آويزه گوش كن كه ان شاء اللّه، بعدا به كارت مى آيد.
تفسير القمّى:در جنگ احزاب ميان على عليه السلام و عمرو بن عبدود سخنانى گذشت. على عليه السلام به او فرمود: اى عمرو! [در بزدلى تو] همين بس نيست كه من به جنگ تن به تن با تو آمده ام و تو كه شهسوار عربى با خودت كمك آورده اى؟ عمرو برگشت كه پشت سرش را نگاه كند امير المؤمنين عليه السلام بيدرنگ چنان ضربتى بر دو ساق پاى او فرود آورد كه از پيكرش جدا شدند و گرد و غبارى به هوا برخاست. آن حضرت در حالى كه بر اثر ضربت عمرو خون از فرقش مى ريخت و از شمشيرش نيز خون مى چكيد، نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله برگشت. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اى على! فريبش دادى؟ عرض كرد: آرى، اى رسول خدا! جنگ، نيرنگ است.
حدیث 3662
موضوع
حدیث 3664