خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۲
موضوعات
روا بودن جاسوسى در جنگها
2509. پيامبر صلى الله عليه و آله بُسْبَس…
حدیث درباره
روا بودن جاسوسى در جنگها
میزان الحکمه ج ۲، ص ۲۱۰، ح ۲۵۰۹
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
روا بودن جاسوسى در جنگها
سنن أبي داوود:
بَعثَ ـ يعني النَّبيَّ صلى الله عليه و آله ـ بُسْبَسَةَ عَيْنا يَنظُرُ ما صَنَعتْ عِيرُ أبي سفيانَ.
۱
سنن أبى داوود:
پيامبر صلى الله عليه و آله بُسْبَسه را به عنوان جاسوس فرستاد تا ببيند كاروان ابو سفيان چه مى كند.
۱.
سنن أبي داوود: 3/38/2618.
کلیدواژهها
تجسس
روا بودن جاسوسی در جنگها
احادیث دیگر این موضوع
۳
امام رضا عليه السلام:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هرگاه سپاهى را گسيل مى داشت و به فرماندهى بدگمان بود يكى از افراد مورد اعتماد خود را به عنوان جاسوس همراه او مى فرستاد.
التاج الجامع للأصول:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در جنگ احزاب فرمود: چه كسى حاضر است از آنان (دشمن) براى ما خبر بياورد؟ زبير عرض كرد: من. پيامبر سه بار سخن خود را تكرار كرد و هر بار زبير اظهار آمادگى كرد. آن گاه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: هر پيامبرى حوارى اى دارد و حوارى من زبير است.
السيرة النبويّة لابن هشامـ به نقل از حذيفة بن يمان ـ: به خدا سوگند ما با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در جنگ خندق بوديم و حضرت پاسى از شب را نماز گزارد و آن گاه رو به ما كرده فرمود: چه كسى حاضر است برود و ببيند اين قوم (دشمنان) چه مى كنند و خبرش را براى ما بياورد و پيامبر خدا براى او ضمانت برگشتن مى دهد و از خداوند هم مسئلت مى كنم كه در بهشت يار و همراه من باشد؟ از شدّت ترس و گرسنگى و سرما، هيچ كس از جاى خود بلند نشد و چون كسى برنخاست پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مرا صدا زد، و من در اين هنگام چاره اى نديدم جز اين كه از جاى خود برخيزم. آن حضرت فرمود: اى حذيفه! به ميان آن جماعت برو و ببين چه مى كنند. دست به هيچ كارى نمى زنى تا نزد ما برگردى. من به راه افتادم و به ميان آنان رفتم و ديدم باد و لشكر خدا با آنها چه كارها كرده است. نه ديگى برايشان بر جا گذاشته است و نه آتش و نه خيمه و نه سر پناهى. ابو سفيان برخاست و گفت: «اى گروه قريش! هر يك از شما مواظب باشد كه چه كسى پهلويش نشسته است». من دست مردى را كه كنارم بود گرفتم و پرسيدم: تو كيستى؟ گفت: فلان پسر فلان. آن گاه ابو سفيان گفت: اى گروه قريش! به خدا قسم كه شما براى ماندن به اين جا نيامده ايد؛ اسبان و ستوران همه نابود شدند.
حدیث 2508
موضوع
حدیث 2510