حدیث دربارهنادرستى جبر

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:ما اسْتَطعتَ أنْ تَلومَ العبدَ علَيهِ فهُو مِنهُ، و ما لَم تَسْتَطِعْ أنْ تَلومَ العَبدَ علَيهِ فهُو مِن فِعلِ اللّهِ، يقولُ اللّهُ تعالى للعبدِ: لِمَ عَصَيْتَ؟ لِمَ فَسَقْتَ؟ لِمَ شَرِبْتَ الخَمرَ؟ لِمَ زَنَيْتَ؟ فهذا فعلُ العبدِ، و لا يقولُ لَه: لِمَ مَرِضْتَ؟ لِمَ قَصُرْتَ؟ لِمَ ابْيَضَضْتَ؟ لِمَ اسْوَدَدْتَ؟ لأنَّهُ مِن فِعلِ اللّهِ تعالى. ۱
امام صادق عليه السلام:هر چيزى كه بتوانى بنده را به سبب انجام آن سرزنش كنى كار خود اوست و هر آن چيزى كه نتوانى بنده را به سبب آن سرزنش كنى كار خداست. خداى متعال به بنده اش مى فرمايد: چرا نافرمانى كردى؟ چرا نابكارى كردى؟ چرا شراب خوردى؟ چرا زنا كردى؟ پس، اينها كار بنده است. به او نمى فرمايد: چرا بيمار شدى؟ چرا قد و قامتت كوتاه شد؟ چرا سفيد پوست شدى؟ چرا سياه پوست شدى؟ چون اين امور فعل خداوند متعال است.
۱.بحار الأنوار: 5/59/109.
کلیدواژه‌ها جبرنادرستی جبر

احادیث دیگر این موضوع

۴
نزهة الناظر:حَجّاج بن يوسف دانشمندان را گرد آورد و از آنان درباره قضا و قدر پرسيد. پس يكى از آنان گفت: شنيدم امير مؤمنان على بن ابى طالب مى گويد: اى آدمى زاده! آن كه راه را براى تو باز نهاده است، بر تو تنگ نمى گيرد. و ديگرى گفت: شنيدم كه على عليه السلام مى گويد: اگر خطا بر خطاكار واجب و حتمى باشد، حكم به قصاص او ظلم است. و ديگرى گفت: شنيدم كه مى فرمايد: هر چه خير باشد به فرمان و با آگاهى خداست و هر چه شرّ باشد با آگاهى خداست، اما به فرمان او نيست. حَجّاج گفت: آيا همه اينها گفته ابو تراب است؟! بى گمان همه از يك آبشخور زلال برگرفته شده اند. قريب به مضمون اين روايت در الطرائف: 329 و بحار الأنوار: 5 / 58 آمده ليكن سند هيچ يك معتبر نيست و با عنايت به دشمنى حجّاج با امام على عليه السلام نقل سخن آن حضرت نزد وى ـ چنان كه در اين حديث آمده ـ بعيد بنظر مى رسد و بعيدتر آن كه وى با جمله «لقد اغترفوها من عين صافية» اعتراف به فضل آن بزرگوار نمايد، با اين وصف وقوع چنين جريانى را نيز نمى توان تكذيب كرد، آن چه مهم است اين است كه اين روايت براى بطلان جبر به برهان عقلى استناد كرده و برهان در مباحث اعتقادى از هر گوينده اى قابل قبول است، و آوردن اين روايت در اين جا از اين باب است.