حدیث دربارهتوصيف مبلّغ كامل
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ في صِفَةِ المُبَلِّغِ الكامِلِ ـ: قَد خَلَعَ سَرابيلَ الشَّهَواتِ، و تَخَلّى مِنَ الهُمومِ إلاّ هَمّا واحِدا انفَرَدَ بِهِ. فَخَرَجَ مِن صِفَةِ العَمى و مُشارَكَةِ أهلِ الهَوى، و صارَ مِن مَفاتيحِ أبوابِ الهُدى و مَغاليقِ أبوابِ الرَّدى. قَد أبصَرَ طَريقَهُ، و سَلَكَ سَبيلَهُ، و عَرَفَ مَنارَهُ، و قَطَعَ غِمارَهُ، وَ استَمسَكَ مِنَ العُرى بِأَوثَقِها، و مِنَ الحِبالِ بِأَمتَنِها، فَهُوَ مِنَ اليَقينِ عَلى مِثلِ ضَوءِ الشَّمسِ.
قَد نَصَبَ نَفسَهُ للّهِِ سُبحانَهُ في أرفَعِ الاُمورِ؛ مِن إصدارِ كُلِّ وارِدٍ عَلَيهِ، و تَصييرِ كُلِّ فَرعٍ إلى أصلِهِ. مِصباحُ ظُلُماتٍ، كَشّافُ عَشَواتٍ، مِفتاحُ مُبهَماتٍ، دَفّاعُ مُعضِلاتٍ، دَليلُ فَلَواتٍ. يَقولُ فَيُفهِمُ و يَسكُتُ فَيَسلَمُ. قَد أخلَصَ للّهِِ فَاستَخلَصَهُ، فَهُوَ مِن مَعادِنِ دينِهِ و أوتادِ أرضِهِ. قَد ألزَمَ نَفسَهُ العَدلَ. فَكانَ أوَّلَ عَدلِهِ نَفيُ الهَوى عَن نَفسِهِ. يَصِفُ الحَقَّ و يَعمَلُ بِهِ. ۱
امام على عليه السلامـ در توصيف مبلّغ كامل ـفرمود: جامه هاى شهوات را از خود بركَنده، و از تمام اندوه ها خود را رهانيده، جز يك اندوه كه خود را تنها به آن مشغول ساخته است. بدين ترتيب، از صفت كوردلى و شريك بودن با هواپرستان، فاصله گرفته است، و به كليدهاى باب هدايت، و قفل هاى باب تباهى مبدّل شده است. راه خود را با بينش دريافته و در راهش گام برداشته و چراغ فراسوى راهش را شناخته و امواجش را درنورديده و از ميان دستاويزها، به استوارترين، و از ميان ريسمان ها به محكم ترين آنها چنگ زده و در يقين، به مانند تابناكى خورشيد است.
در كارها خداوند سبحان را در جانش در بالاترين جايگاه نهاده، به گونه اى كه هر چه در آيد بر او عرضه مى كند، و هر فرع را به ريشه و اصل آن باز مى گرداند. او چراغ تاريكى ها و برگيرنده پرده از شبهات، كليد ابهام ها، پاسخ دهنده پرسش هاى پيچيده، و راهنماى بيابان هاست. وقتى سخن مى گويد، مى فهمانَد، و وقتى سكوت مى كند، به سلامت مى رَهَد.
خود را براى خدا خالص كرده و خدا نيز او را براى خود خالص ساخته است. پس او از كان هاى دين و ميخ هاى زمين خداست. نيز جانش را به عدل پايبند ساخته است و نخستين عدالت او اين است كه خواهش نفس را از خود دور ساخته است، و حق را توصيف مى كند و بدان عمل مى نمايد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 87.