توبه كسانى كه حقّ الناس به گردن دارند
2 حدیث
الإمامُ الباقرُ عليه السلامـ و قد سألَهُ شَيخٌ مِن النَّخَعِ: إنّي لَم أزَلْ والِيا مُنذُ زَمنِ الحَجّاجِ إلى يَومي هذا، فهَلْ لي مِن تَوبةٍ؟ قالَ: فَسَكتَ، ثُمّ أعَدْتُ علَيهِ، فقالَ ـ: لا، حتّى تُؤَدّيَ إلى كُلِّ ذي حَقٍّ حقَّهُ. ۱
امام باقر عليه السلامـ كه ابتدا در پاسخ به يكى از بزرگان نخع كه گفت: «من از زمان حَجّاج تاكنون والى هستم آيا توبه من پذيرفته مى شود؟» خاموش ماند، پس از آنكه او سخنش را تكرار كرد ـفرمود: نه، مگر آن كه حقّ هر حقدارى را به او برگردانى.
۱.الكافي: 2/331/3.
الكافي عن عليِّ بنِ أبي حمزةَ:كانَ لي صَديقٌ مِن كُتّابِ بَني اُميّةَ فقالَ لي: استأذنْ لي عن أبي عبدِ اللّهِ عليه السلام، فاسْتَأذَنتُ لَه علَيهِ، فأذِنَ لَه، فلَمّا أنْ دَخلَ سَلّمَ و جَلسَ، ثُمّ قالَ: جُعِلتُ فِداك، إنّي كنتُ في دِيوانِ هؤلاءِ القَومِ فأصَبْتُ مِن دُنياهُم مالاً كثيرا، و أغمَضتُ في مَطالِبهِ. فهَل لي مَخرَجٌ مِنهُ؟ قالَ: إنْ قُلتُ لكَ تَفْعَلْ؟ قالَ: أفعَلُ. قالَ لَهُ: فاخْرُجْ مِن جميعِ ما اكْتَسَبتَ في دِيوانِهِم، فمَن عَرَفْتَ مِنهُم رَدَدْتَ علَيهِ مالَهُ، و مَن لَم تَعْرِفْ تَصَدّقْتَ بهِ، و أنا أضْمَنُ لكَ على اللّهِ عزّ و جلّ الجَنّةَ. ۱
الكافىـ به نقل از على بن ابى حمزه ـ: دوستى داشتم كه از دبيران بنى اميّه بود؛ به من گفت: از امام صادق عليه السلام براى من اجازه ملاقات بگير. من از حضرت اجازه خواستم و ايشان اجازه داد. وقتى آن مرد به حضور حضرت رسيد، سلام كرد و نشست و سپس گفت: فدايت شوم، من در دستگاه ادارى اين جماعت كار مى كردم و از دنياى آنان به مال و منال فراوانى رسيدم و براى به دست آوردن آن، چشم بر هم نهادم (به حلال و حرام توجّهى نكردم). آيا راهى براى بيرون آمدن [از اين وضع]دارم؟ فرمود: اگر برايت بگويم انجام مى دهى؟ عرض كرد: انجام مى دهم. فرمود: از تمام مال و ثروتى كه در دستگاه ادارى آنها به دست آورده اى خودت را خلاص كن. كسانى را كه مى شناسى مالشان را به آنها برگردان و كسانى را كه نمى شناسى از طرفشان صدقه بده. در اين صورت،
۱.الكافي: 5/106/4، انظر تمام الحديث.