خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۱
موضوعات
تشويق به مواسات
538. مواسات، برترينِ كارهاست.
حدیث درباره
تشويق به مواسات
میزان الحکمه ج ۱، ص ۱۶۵، ح ۵۳۸
امام علی علیهالسلام
تشويق به مواسات
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:
المُواساةُ أفضَلُ الأَعمالِ.
۱
امام على عليه السلام:
مواسات، برترينِ كارهاست.
۱.
غرر الحكم: 1312، عيون الحكم و المواعظ: 47 / 1196.
کلیدواژهها
مواسات
تشویق به مواسات
احادیث دیگر این موضوع
۸
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سرآمد كارها، سه چيز است: انصاف داشتن با مردم، مواسات نسبت به برادر [دينى]، و هماره به ياد خداوند متعال بودن.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مؤمن را بر مؤمن، هفت حق است كه از جانب خداوند عزّ و جلّ بر او واجب گشته اند: او را در چشم خويش بزرگ بدارد، در سينه خود، دوستش بدارد، در مال خود، شريكش بگرداند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس فقير را در مال خود شريك گرداند و با مردم به انصاف رفتار كند، او مؤمن حقيقى است.
مصادقة الإخوانـ به نقل از خلاّد سندى، در حديثى كه سندش را به معصوم عليه السلام مى رساند ـ: مردى ديرتر به نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «چرا دير كردى؟». گفت: برهنگى باعث شد، اى پيامبر خدا! فرمود: «آيا همسايه اى نداشتى كه دو جامه داشته باشد و يكى را به تو عاريه دهد؟». گفت: چرا، اى پيامبر خدا! فرمود: «او برادر تو نيست».
امام على عليه السلام:دارايى ات را در راه حقوق [ى كه به گردن توست،]ببخش، و دوست [خود]را در آن، شريك گردان؛ چرا كه گشاده دستى، براى آزاده سزاوارتر است.
امام على عليه السلام:برترين مردانگى، شريك كردن برادران در اموال، و برابرى با آنان در احوال است.
مصادقة الإخوانـ به نقل از وصّافى ـ: امام باقر عليه السلام به من فرمود: «اى ابو اسماعيل! آيا در ميان شما چنين است كه هر گاه كسى ردايى نداشته باشد و يكى از برادرانش رداى اضافى داشته باشد، آن را به او دهد تا وى نيز به ردايى برسد؟». گفتم: خير. فرمود: «آيا اگر ازارى نداشت، برادرش ازار اضافى خود را به او مى دهد تا او نيز صاحب ازارى شود؟». گفتم: خير. امام عليه السلام با دست خود بر رانَش زد و فرمود: «اينها برادر نيستند».
امام صادق عليه السلام:مؤمن، برادر مؤمن است. وظيفه دارد كه او را نصيحت كند، نسبت به او مواسات نمايد، و دشمنش را از او باز دارد.
حدیث 537
موضوع
حدیث 539