حدیث دربارهپاره اى از مواعظ ومكارم اخلاق آن حضرت

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:يا مَعْشرَ الأحْداثِ، اتَّقوا اللّهَ و لا تَأتوا الرُّؤَساءَ، دَعُوهُم حتّى يَصيروا أذْنابا، لا تَتّخِذوا الرِّجالَ وَلائجَ مِن دونِ اللّهِ، أنا و اللّهِ خيرٌ لَكُم مِنهُم. ثُمّ ضَربَ بيدِهِ إلى صدرِهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:اى گروه جوانان! از خدا پروا كنيد و نزد رياست پيشگان [بى لياقت]نرويد. وا گذاريدشان [و خودتان بزرگ باشيد] تا آنان [از رياست بيفتند و]به دنباله رو تبديل شوند. مردان [غير الهى] را به جاى خداوند همراز خود نگيريد. به خدا سوگند كه من براى شما از آنان بهترم. آنگاه با دست خود به سينه اش زد.
۱.نور الثقلين: 2 / 191 / 69.

احادیث دیگر این موضوع

۴
ثواب الأعمالـ به نقل از معلّى بن خنيس ـ: ابو عبد اللّه عليه السلام در يك شبى كه باران نم نم مى باريد، منزل خود را به قصد صُفّه (سايبان) بنى ساعده ترك كرد. من به دنبال آن حضرت به راه افتادم. ناگاه چيزى از دستش افتاد، گفت: بسم اللّه، خدايا آن را به ما برگردان. من خود را به ايشان رساندم و سلام كردم. فرمود: تويى مُعلّى؟ عرض كردم: آرى، فدايت شوم. فرمود: با دستت جستجو كن و اگر چيزى يافتى آن را به من بده. من تكّه هاى نان پراكنده اى را پيدا كردم و آن را به طرف حضرت بردم كه به ايشان بدهم. ديدم انبان نانى بر دوش دارد. عرض كردم: فدايت شوم، اجازه مى دهيد من حملش كنم؟ فرمود: نه، من خود سزاوارتر به اين كارم؛ امّا با من بيا. به صُفّه بنى ساعده رسيديم، ديديم عدّه اى خوابيده اند. حضرت، زير جامه هر يك از آنها يكى دو گرده نان مى گذاشت تا به آخرين نفر آنها رسيد. آن گاه برگشتيم. من عرض كردم: فدايت شوم، اينها حق را مى شناسند (به امامت شما معتقدند)؟ فرمود: اگر مى شناختند، آرد هم به آنها مى داديم.