حدیث دربارهدانش اخترشناسى
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ لَمّا سُئلَ عمّا اشتَهَرَ بينَ النّاسِ مِن حُرمَةِ النَّظَرِ في النُّجومِ وعن ضَررِهِ بالدِّينِ ـ: لَيس كما يَقولونَ، لا تَضُرُّ بدِينِكَ. إنّكُم تَنظُرونَ في شَيءٍ مِنها كثيرُهُ لا يُدرَكُ، وقَليلُهُ لا يُنتَفَعُ بهِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ وقتى به ايشان عرض شد: دربين مردم چنين شهرت دارد كه پرداختن به علم نجوم حرام است و به دين انسان آسيب مى رساند ـفرمود: چنان نيست كه مى گويند، به دينت آسيبى نمى رساند. شما به موضوعى مى پردازيد كه زيادِ آن دست نيافتنى است و اندكِ آن هم كارآيى ندارد. ۲
۱.الكافي: 8 / 195 / 233.
أقول: قال الشيخ الأنصاريّ في كتاب «المكاسب» في مبحث التّنجيم: يجوز الإخبار بحدوث الأحكام عند الاتّصالات والحركات المذكورة؛ بأن يحكم بوجود كذا في المستقبل عند الوضع المعيّن من القرب والبعد والمقابلة والاقتران بين الكوكبَين إذا كان على وجه الظنّ. بل الظاهر حينئذٍ جواز الإخبار على وجه القطع إذا استند إلى تجربة قطعيّة؛ إذ لا حرج على من حكم قطعا بالمطر في هذه الليلة نظرا إلى ما جرّبه من نزول كلبه عن السطح إلى داخل البيت مثلاً، كماحكي أنّه اتّفق ذلك لمروّج هذا العلم بل محييه نصير الملّة والدين حيث نزل في بعض أسفاره على طحّان له طاحونه خارج البلد، فلمّا دخل منزله صعد السطح لحرارة الهواء فقال له صاحب المنزل: انزل ونَم في البيت تحفّظا من المطر، فنظر المحقّق إلَى الأوضاع الفلكيّة فلم يرَ شيئا فيما هو مظنّة للتأثير في المطر، قال صاحب المنزل: إنّ لي كلبا ينزل في كلّ ليلة يحسّ المطر فيهاإلَى البيت، فلم يقبل منه المحقّق ذلك وبات فوق السطح فجاءه المطر في الليل وتعجّب المحقّق. (المكاسب: 25).
۲.در مبحث تنجيم كتاب مكاسب آمده است: پيشگويى كردن از روى اوضاع كواكب و حركات آنها اشكال ندارد، به اين معنا كه كسى، با مشاهده وضع معيّنى در ستارگان، مانند نزديكى و دورى و مقابله و اقتران ميان دو ستاره، به صورت گمان و تخمين حكم به وقوع فلان حادثه در آينده بكند. و بلكه، على الظاهر، پيشگويى كردن به صورت قطع و جزم نيز اشكالى ندارد، در صورتى كه آن پيشگويى مبتنى بر تجربه اى قطعى باشد. مثلاً اشكالى ندارد كه فردى با توجه به اين تجربه كه هرگاه سگش شب هنگام از پشت بام به داخل خانه پناه برده در آن شب باران آمده است، با قطع و يقين بگويد كه امشب باران مى بارد. چنان كه نقل مى شود كه اين مطلب براى مروّج و بلكه احياگر علم نجوم اتفاق افتاده است. او در يكى از سفرهاى خود نزد آسيابانى كه در خارج شهر آسيابى داشت اتراق كرد. وقتى وارد منزل آسيابان شد، به خاطر گرماى هوا، تصميم گرفت شب را پشت بام بگذراند. صاحب منزل به او گفت: بيا پايين و داخل اتاق بخواب، تا از باران محفوظ بمانى. محقّق، به اوضاع فلكى نگاهى كرد، امّا نشانه اى كه حاكى از باران باشد مشاهده نكرد. صاحب منزل گفت: من سگى دارم كه شب هايى كه حسّ مى كند باران خواهد آمد به داخل اتاق مى رود. محقّق حرف او را قبول نكرد و شب را پشت بام خوابيد، امّا نيمه شب باران گرفت و محقّق دچار تعجّب شد. (مكاسب، ص 25).