حدیث دربارهاجل معلّق و اجل قطعى

الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ في تفسيرِ الآيةِ ـ: الأجلُ الّذي غَيرُ مُسمّى مَوقوفٌ، يُقدِّمُ مِنه ما شاءَ، ويؤخِّرُ مِنه ما شاءَ، وأمّا الأجَلُ المُسمّى فهُوَ الّذي يَنزِلُ مِمّا يُريدُ أنْ يكونَ مِن ليلةِ القَدْرِ إلى مِثلِها مِن قابِلٍ، فذلك قولُ اللّهِ: «إذا جَاء أجلُهم لا يستأخِرونَ ساعةً ولا يستقدِمون» ۱. ۲
امام صادق عليه السلامـ در تفسير اين آيه ـفرمود: اجل غير مسمّى (غير قطعى)، موقوف و معلّق است و به خواست خدا پس و پيش مى شود. اما اجل مسمّى (قطعى)، آن است كه از شب قدر تا شب قدر سال آينده مقدّر مى فرمايد و اين است سخن خداوند كه: «چون اجلشان در رسد ساعتى از آن پس و پيش نمى افتند» . ۳
۱.الأعراف: 34.
۲.بحار الأنوار: 5/139/3. وقد جاءت بهذا المعنى روايات اُخرى، ولكن ينافيها نصُّ خبرِ ابن مُسكان الدّالّ على كون الأجل الأوّل محتوما والثّاني موقوفا، وجَمَع العلّامة المجلسيّ؛ بين الطّائفتَين بوجه. وردَّ العلّامة الطباطبائيّ خبرَ ابن مسكان، وفسّر الآيةَ طبقا للرّواية الّتي نقلناها في المتن. راجع: بحار الأنوار: 5 / 139 ـ 140، الميزان في تفسير القرآن: 7 /15.
۳.روايات ديگرى نيز به همين معنا و مضمون آمده است اما متن خبر ابن مسكان ـ كه علّامه مجلسى در بحار الأنوار آورده است ـ حاكى از آن است كه اجلِ نخست، محتوم است و اجلِ دوم معلق و موقوف و از اين رو با اين روايت منافات دارد. او اين دو گروه از روايات را به نحوى با هم جمع و توجيه كرده است؛ امّا صاحب تفسير الميزان خبر ابن مسكان را رد كرده و آيه را مطابق با روايتى كه در متن نقل كرديم تفسير نموده است.