خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
دانشنامه امیرالمؤمنین(ع) ج ۱
موضوعات
وصى
46. امّا لقبش مرتضى، حيدر، امير المؤمنين…
حدیث درباره
وصى
دانشنامه امیرالمؤمنین(ع) ج ۱، ص ۱۰۳، ح ۴۶
امام علی علیهالسلام
وصى
الفصول المهمّة:
أمّا لَقَبُهُ: فَالمُرتَضى، وحَيدَرٌ، وأميرُ المُؤمِنينَ، والأَنزَعُ البَطينُ.
۱
الفصول المهمّة:
امّا لقبش مرتضى، حيدر، امير المؤمنين و اَنزعِ بطين (زُلف ريخته فربه) است.
۱.
الفصول المهمّة: ص 129.
کلیدواژهها
درآمد
1 دانش نامه امام حسین علیه السلام در یک نگاه
فضیلت ها و ویژگی های امام حسین علیه السلام
دانش نامه امیر المومنین در یک نگاه
+4 مورد دیگر
احادیث دیگر این موضوع
۵
تاريخ دمشقـ به نقل از انس بن مالك ـ: پيامبر خدا [به من] فرمود: «برايم آب وضو بياور». پس وضو گرفت و برخاست و دو ركعت نماز گزارد. سپس گفت: «اى اَنَس! نخستين كسى كه از اين در داخل مى شود، امير مؤمنان و پيشواى روسپيدان و سرور مؤمنان، على است».
الكافىـ به نقل از على بن ابى حمزه ـ: ابو بصير در حضور من، از امام صادق عليه السلام پرسيد: فدايت شوم! پيامبر خدا، چند بار به معراج رفت؟ فرمود: «دو بار. پس جبريل عليه السلام او را در جايى متوقّف كرد و به او گفت: اى محمّد! همين جا بِايست! بى گمان در جايى ايستاده اى كه هيچ فرشته و پيامبرى در آن جا نايستاده است. پس خداى متعال فرمود: اى محمّد!. گفت: بله، اى پروردگار من! فرمود: پس از تو چه كسى براى [رهبرى] امّت توست؟. گفت: خداوند، داناتر است. فرمود: على بن ابى طالب، امير مؤمنان، سرور مسلمانان و پيشواى روسپيدان».
امام على عليه السلام:پيامبر خدا فرمود: «اى على! خداى عز و جل تو و خانواده و پيروان و دوستدارانِ پيروانت را آمرزيده است. پس مژده ده، كه تو جدا شده در متن حديث، كلمه «أنزع» آمده كه در لغت، به معناى كسى است كه موى دو طرف پيشانى اش ريخته است. فَربه هستى. جدا شده از شرك و فَربه از علم».
معانى الأخبارـ به نقل از جابر بن يزيد ـ: به او (امام باقر عليه السلام) گفتم: فدايت شوم! چرا امير مؤمنان، امير مؤمنان ناميده شد؟ فرمود: «چون برايشان (براى مؤمنان)، دانش مى آورد. آيا قرآن نشنيده اى: «و ما براى خانواده مان خواربار مى آوريم» ؟».
تاج العروس:و وصى، بر وزن غنى، لقب على عليه السلام است اين گفته مى فهماند كه كاربرد واژه «وصى» درباره على عليه السلام فراوان و مشهور بوده است..
حدیث 45
موضوع
حدیث 47